خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید.
آیا هنوز ایمیل فعال سازی حساب کاربری برای شما ارسال نشده است؟

لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید

 
جستجوی پیشرفته

4447 ارسال در 2252 موضوع- توسط 3300 کاربر - جدیدترین کاربر عضو شده: sinarad
انجمن های گفتگوی شبدیزعمومیترانه و موسیقیآشنایی و بیوگرافی خوانندگان جهان
صفحه: [1] 2
چاپ صفحه
نويسنده موضوع: آشنایی و بیوگرافی خوانندگان جهان  (دفعات بازدید: 10941 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« : می 29, 2007, 03:13:41 pm »

فرشته ها صدایی شبیه لورینا داشتند

لورینا مکنیت

Loreena McKennitt

 لورینا مکنیت همواره در میان خوانندگان دنیا از معروفیتی خاص برخوردار بوده و قطعا این اشتهار را مدیون صدای آرام و آسمانی خود است. او بیش از آنکه به شهرت و مسایل جنبی آن بیاندیشد به انسان و معنویت گمشده او فکر می کند . او موسیقی را به خدمت می گیرد تا آرامشی را که انسان عصر حاضر در درگیری با خود و جهان خود از دست داده است به او باز گرداند.  موسیقی او که حالا به موسیقی Celetic نام یافته است فرا تر از هر گونه نام به عظمتی می اندشید که در فرهنگ دینی و در اساطیر ملل نهفته است. لورینا خود در این باره می گوید: من خودم را در میان انبوهی از صداها و ریتمها و داستانهای تاریخی غنی یافتم. افسانه ها و سنت هایی را یافتم که در دو سوی کره زمین بودند ولی به هم شباهت داشتند، مردمانی که با هم متفاوت بودند اما حاصل دستشان را با هم به اشتراک گذاشته بودند.در این یادواره از لورینا مکنیت می گوییم و با آثار او بیش از پیش آشنا می شویم.

    بیوگرافی

    لورینا مک نیت

    Loreena McKennitt

     

    این مقاله از زبان "لورینا " نوشته شده که خود را در آن معرفی می کند و شامل نظرات شخصی ایشان است.

    لورینا خیلی ها دوست دارند بدانند که زندگی شخصی یک هنرمند چگونه میگذرد. شاید نتوانم آن را به خوبی به تصویر بکشم ولی سعی ام را خواهم کرد. من در منطقه روستایی Manitoba در کانادا بزرگ شدم. مادرم یک پرستار و پردم یک فروشنده دام بود. زندگی خوب و راحتی را در مزرعه داشتم. در کودکی می خواستم دامپزشک بشوم ولی از آنجایی که "نقشه های از پیش طراحی شده، معمولا عملی نمیشوند"، ناگهان فهمیدم موسیقی من را پیدا کرده است قبل از آنکه من او را پیدا کنم. حتی بعد از سالها آهنگسازی، شخصیت برون گرایی خودم را برای خلق آثار موسیقی آنقدر قوی نمی بینم، در حالی که وقتی در مزرعه در کنار دوستان صمیمی ام می نشینم، به چنان آرامشی دست می یابم که این برون گرایی در من چندین برابر تقویت میشود.
    من با موسیقیی که اکنون نام Celtic را بر آن می گذارند، در سال 1970 آشنا شدم. این درست زمانی بود که تحقیقاتی را درباره تاریخ آن آغاز کرده بودم. در نمایشگاهی از صنایع دستی Celtic در سال 1991که در ونیز برگزار شد، درباره پراکندگی جغرافییای و تاریخی کلتها چیزهایی آموختم. من خودم را در میان انبوهی از صداها و ریتمها و داستانهای تاریخی غنی یافتم. افسانه ها و سنت هایی را یافتم که در دو سوی کره زمین بودند ولی به هم شباهت داشتند، مردمانی که با هم متفاوت بودند اما حاصل دستشان را با هم به اشتراک گذاشته بودند. نقطه شروع من بر این باور است که بهرحال ما تاریخ همدیگر را می سازیم. جستجو برای شناخت همسایگانمان، انگیزه ایست برای شناخت خودمان. من صرفا فرهنگ و تمدن کلتیک را برای دستیابی به این هدف انتخاب کردم، در حالی که هر چیز دیگری را نیز می توانستم انگیزه این هدف قرار دهم و به همان اندازه که کلتیک را انتخاب کردم از آن لذت ببرم. ولی در این راه با مردمان زیادی در سرتاسر جهان ملاقات کردم که شاید اشتراکات کلتیک چندانی هم با یکدیگر نداشتند.
    از نظر من موسیقی فقط یک رسانه جالب برای ارتقای روح انسانی یا بیان خلاقیت های یک آهنگساز نیست، بلکه من در حیرت تاثیرات موسیقی در القاء روحیات مختلف و حالات روانشناختی بر روی شنونده هستم، حتی ارتباطاتی که موسیقی با وضعیت فیزیلوژیکی انسانها و حیوانات دارد. مثلا چوپانی که "نی" می نوازند تا به گاوهایش القاء کند که شیر بیشتری بدهند و یا فیلمی که اخیرا در مغولستان ساخته شد به نام "قصه شتر گریان"، که در آن مادر یک بچه شتر او را رها میکند تا به شنیدن آواهای یک مراسم آئینی برود. من به روابط بین فیزیولوژی و روحیات انسانی، و هر آنچه و هر تجربه ای که باعث الهامات روحانی شود، بسیار علاقه مندم. قطعا این علاقه در ساخت برخی از آثارم بی تاثیر نبوده است.
    خارج از موسیقی، من نسبت به هر چیزی که در اطرافم میگذرد، کنجکاوی نشان میدهم! از زندگی دوران کودکی گرفته تا اتفاقات روزمره، کشاورزی، غذا و تغذیه، حیوانات، سیاست، مذاهب، و هر آنچه که در این جهان می گذرد. من برای خودم معیارهایی را مبتنی بر ارزشها و اصول بنا نهاده ام و هر گاه بخواهم تصمیم مهمی بگیرم به آنها مراجعه می کنم و با قاطعیت تصمیم خودم را میگیرم. اینها عقایدی است که در جهت تحقق آنها تلاش میکنم. خوشحال میشوم که آنها را با شما به اشتراک گذارم :

        *

          دلسوز باشید و هیچگاه چگونه محبت کردن را فراموش نکنید.
        *

          هنگام فکر کردن، همه جوانب را در نظر بگیرید.
        *

          به ارزش های ناب همچون درستکاری، راستگویی، احترام و شجاعت، بهای بیشتری بدهید.
        *

          انتظار خوش شانسی آوردن در جامعه را نداشته باشید.
        *

          از تنوع و گوناگونی حفاظت کنید و آن را ترویج دهید.
        *

          به هدایایی که طبیعت به شما میدهد، توجه بیشتری داشته باشید.
        *

          هدف های خود را بالا انتخاب کنید و در کاری که میکنید احساس غرور داشته باشید.
        *

          جسم خود را کوچک نشمارید و از آن مراقبت کنید. عقل سالم در بدن سالم.
        *

          از مشورت کسانی که قبلا  همان کاری را که شما می خواهید انجام بدهید را انجام داده اند، استفاده ببرید.
        *

          در پیشبرد دموکراسی سهیم باشید. اگر فقط به عنوان یک ناظر به آن بنگرید، هیچگاه پیشرفت نخواهد کرد.
        *

          متعهد شوید تلاشی را که شروع کردید، همواره ادامه بدهید.
        *

          اعتدال، فضا و خلوت خود را جستجو کنید.
        *

          از آنکه با مسئله ای،  برخوردی احساسی داشته باشید، هراسی نداشته باشید.
        *

          یاد بگیرید که مدافع و نماینده "خوبی" باشید.
        *

          از حد و حدود خود آگاه باشید.
        *

          حس کنجکاوی خود را پرورش دهید و با آن مخالفت نکنید، که موجب ادامه حیات شما خواهد شد.
        *

          کنترل زندگی خود را بدست بگیرید و به حالی نیفتید که آن را از دیگران مطالبه بکنید.
        *

          فرض کنید که هیچ چیز نیست و چیزی را به عنوان "بخشش" قبول نکنید.
        *

          چیزها آنقدر که ضرروری بنظر می آیند، نیستند.

 
متن همه ی ترانه ها یش: http://sarapoem.persiangig.com/link7/loreena10.htm

57 ترانه از لورینا مک نیت
http://sarapoem.persiangig.com/link7/loreena6.htm

9 آلبوم از لورینا مکنیت
http://sarapoem.persiangig.com/link7/loreena4.htm
خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
تبليغات
فوق العاده فعال
*****
آنلاين آنلاين

تعداد ارسال: خیلی زیاد


shabdiznet
ديدن مشخصات WWW آدرس ايميل [ارسال پیغام خصوصی - [کاربر آنلاین
« : می 29, 2007, 03:13:41 pm »

آیا می دانید

مزیت های کلی سرویس ADSL چیست ؟

1- اشغال نشدن خط تلفن و قابلیت استفاده همزمان تلفن و اینترنت
2- نداشتن هزینه مکالمه تلفن برای استفاده از اینترنت
3- عدم نیاز به خرید کارت اینترنت
4- ارتباط 24 ساعته با اینترنت بدون قطعی و اشغالی خطوط
5- سرعت دریافت تا 150 برابر اینترنت معمولی Dialup

مزیت های اختصاصی ADSL شبدیز چیست ؟

1- ثبت نام رایگان . بدون نیاز به پرداخت حتی 1 ریال بابت هزینه راه اندازی ( هزینه رانژه خط) . تنها کافیست مدارک لازم جهت ثبت نام را کامل نمایید و سرویس خود را دریافت کنید.
2- بهره مندی از سرعت 4096Kbps و بیشتر
3- شما می توانید به هر میزان که بخواهید و بدون وجود محدودیت حجمی ، از اینترنت Download کنید
4- سرعت ارسال به اینترنت و دریافت از اینترنت با هم برابر است
5- انتقال حجم ( گیگابایت ) مصرف نشده به ماه بعد در سرویس های حجمی
6- آزاد بودن مشترک در انتخاب و نحوه تهیه ADSL Modem
7- امکان تغییر سرعت سرویس در هر ساعت از شبانه روز تنها با یک کلیک
8- پرداخت شارژ سرویس به صورت آنلاین و بدون نیاز به حتی یک تماس
9- دریافت هشدارهای لازم قبل از اتمام اعتبار از طرق مختلف مثل Email و SMS
10- امکان مشاهده نمودار گرافیکی مصرف اینترنت به صورت لحظه به لحظه از سایت www.shabdiznet.com
11- استفاده رایگان از سرویس های Video On Demand و Game Server
12- پشتیبانی 24 ساعته از طریق تلفن 32601
مشاهده لیست کامل مزیت های ADSL شبدیز


همچنین استفاده از سرویس های سایت نت شهر حتی بعد از اتمام اعتبار
سایت نت شهر همراه با سرویس های بی نظیر و رایگان
فروشگاه آنلاین نت شهر؛ تنوع کالا، قیمت مناسب
پرداخت کلیه قبوض، خرید شارژ همراه و کسب درآمد از طریق فروش شارژ در وب سایت و یا وبلاگ خود
خرید و فروش ملک
خرید و فروش خودرو
درج آگهی رایگان در اینترنت
 خارج شده است
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #1 : جون 19, 2007, 10:31:07 pm »

بیوگرافی برایان آدامز

    Bryan Adams
    بعد از اولين تكخواني در سال 1980افزون بر 45 ميليون نسخه از آلبومهاي برايان در سراسر دنيا به فروش رسيده است و اينها منهاي هزاران كنسرت رنگارنگ است .برايان ادامز متولد نوامبر 1959 در ونكوور كاناداست.وي در 16 سالگي ترك تحصيل كرد و اولين گروه موسيقي خود بنام شوك را تشكيل دادو به اجراي برنامه پرداخت.در سال 1977 به گروه نيمه موفق سوييني تاد پيوست و در تهيه و اجراي دو آلبوم با آنها همكاري كرد.بعد از جدايي از اين گروه با همكاري تنگاتنگ بروس آلن به عنوان مدير و جيم والانس ترانه سراي چيره دست و حرفه اي آن دوران به تكخواني ادامه داد. اولين ترانه او EPONYMOS نخستين حضور هنري وي است كه با همكاري شركت معتبر A&Mكانادا به بازار عرضه شد. با اين وجود آلبوم تاثيرگذار و موفقي از كار در نيامد. در سال 1981 با ترانه YOU WANT IT YOU GOT IT بدل به يكي از خوانندگان مطرح روز شد. ترانه CUTS LIKE AKNIFE در سال 1983 در كمتر از يك سال بيش از يك ميليون نسخه فروش داشت و ترانه STRAIGHT FROM THE HEART جزو ده ترانه برتر قرار گرفت و صدرنشين جدول بيل بورد گرديد برايان بعد ازآمريكا به همراه گروهش به اروپا ، ژاپن و استراليا سفر كرد. آلبوم RECKLESS آدامز در سال 1984 به بازار موسيقي عرضه شد و ترانه HEAVEN از اين آلبوم در فيلم شبي در بهشت محصول كمپاني فوكس قرن بيستم كه كاري ارزنده و قابل تحسين از آدامز به شمار ميرود به عنوان ترانه برتر سال در آمريكا و 6 ترانه ديگر اين البومبه عنوان پرفروشترين ترانه هاي كانادا به ثبت رسيدند. پس از ان برايان ادامز در كنسرت فيلادلفيا كه در راستاي كمكهاي انساندوستانه به قحطي زدگان اتيوپي ترتيب داده شده بود شركت كرد و با همكاري يك گروه سوپراستار كانادايي به نام NORTHERN در جولاي 1985 اقدامي انساني را در كارنامه هنري خود ثبت كرد. آلبوم RECKLESS وي تا دو هفته به عنوان آلبوم برتر آمريكا معرفي شد و آدامز جوايز متعددي را در اين زمينه دريافت كرد كه ميتوان به جايزه JUNO در كانادا كه همتراز جايزه GRAMMY در آمريكا است اشاره كرد. آلبوم بعدي آدامز INTO THE FIRE نام دارد كه در سال 1987 نزديك به يك ميليون نسخه از آن در آمريكا فروش رفت و جزو جدول 10 TOP قرار گرفت. برايان تا اواسط سال 1988 وقت خود را صرف اجراي كنسرت در آمريكاي شمالي ، اروپا و ژاپن كرد و مهمترين برنامه وي اجراي كنسرت در آلمان شرقي بود كه در آن زمان كشوري كمونيستي بشمار ميرفت . در سال 1988 ستاره خوش سيماي موسيقي پاپ فعاليت هنري خود را صرف ساخت موسيقي فيلم كاديلاك صورتي با بازي كلينت ايستوود كرد و تا سال 1990 در فعاليتهاي انساندوستانه و دريافت جوايز متعدد نمود !!! حضور افتخاري در كنسرت بزرگ MOTHELY CRUE و ضبط آلبوم جديدش نيز در همين دوران انجام شد . سال 1990 همزمان با فروپاشي ديوار بزرگ برلين در كنسرت بزرگ راجر واترز و گروه PINK FLOID كه با حضور ستارگان بزرگ موسيقي پاپ و راك انجام شد شركت كرد. يكسال بعد برايان نسخه جديدي از يكي از ترانه هاي مشهور مايكل كامندپد بنام I DO IT FOR YOU براي فيلم مشهور رابين هود :شاهزاده دزدان با بازي كوين كاستنر اجرا كرد كه بعنوان ترانه شماره يك آمريكا ، انگلستان و كانادا معرفي شد . فروش 380000 كپي از اين آلبوم در مدت يك هفته ركوردي بي نظير را در تاريخ موسيقي پاپ بر جاي گذاشت . اين موفقيت زمينه را براي عرضه آلبوم WALKING THE NEIGHBOURS فراهم نمود و اين ترانه در انگلستان به مدت 16 هفته ترانه شماره يك لقب گرفت و ركوردي جهاني را براي برايان آدامز به جاي گذاشت . در مدت كمتر از دو ماه افزون بر پنج و نيم ميليون نسخه از آلبوم به فروش رفت و در 10 كشور جهان لقب ترانه شماره يك را از آن خود ساخت و قريب به 10 ميليون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفت . برايان در خلال سالهاي 1992 تا 1994 به اجراي تورهاي بين المللي پرداخت. در مكزيك نسخه اسپانيايي ترانه I DO IT FOR YOU را اجرا كرد و سپس آلبومي را به عنوان بهترينهاي خود به بازار عرضه كرد كه فروش 13 ميليوني را به دنبال داشت اين موفقيت آدامز مرهون ترانه PLEASE FORGIVE ME بود كه پيش از اين در آمريكا بعنوان ترانه شماره يك معرفي شده بود . آلبوم ديگر آدامز در همان سال ALL FOR LOVE نام دارد كه با همكاري مشترك استينگ و رود استيوارت به بازار عرضه شد . آدامز در نيمه سال 1994 آلبوم LIVE LIVE LIVE را ارايه كرد و يكسال بعد ترانه مشهور HAVE YOU EVER REALY LOVE A WOMAN را براي فيلم دون ژوان ماركو ساخت كه طبق معمول به مدت 4 هفته در آمريكا لقب ترانه شماره يك را به خود اختصاص داد . او در همان سال با همكاري باني ريت كنسرتي را اجرا كرد و در اواخر 1996 آلبوم 18 TILL I DIE را عرضه كرد و سبكي جديد از موسيقي پاپ � راك را بنيان گذاشت . اجراي اين آلبوم تا سال 1997 ادامه داشت و عاقبت دهمين آلبوم استوديويي وي با نام ON A DAY LIKE TODAY در پاييز سال 1998 عرضه شد . دو دهه فعاليت در عرصه موسيقي، فروش سرسام اور و جادويي در سطح جهاني ، برايان را همرديف بزرگان موسيقي جهان قرار مي دهد اما او متواضعانه مي گويد : من تنها يك نوازنده ساده باس هستم !!!ترانه هاي وي هميشه در سطح جهان به عنوان ترانه هاي برتر معرفي گرديده اند و از او چهره اي افسانه اي در وادي موسيقي به نمايش گذارده اند . ترانه I DO IT FOR YOU آدامز به عنوان يك ركورد در تاريخ موسيقي انگلستان به مدت 16 هفته ترانه شماره يك لقب گرفت و در آمريكا ترانه هاي HEAVEN ، I DO IT FOR YOU ،ALL FOR LOVE وHAVE YOU EVER REALY LOVE A WOMAN عنوان برترين ترانه دهاي سال را كسب كردند و در انگلستان نيز ادامز جايزه MBE را كه بالاترين نشان موسيقي است دريافت كرد . حضور وي در قعاليتهاي انساندوستانه گوياي شخصيت والاي انساني، دوست داشتني و بي پيرايه وي است. كنسرت يادمان PRINCE ، كمكهاي انساندوستانه به سياهپوستان آفريقا ، فعاليت در گروه صلح سبز GREEN PEACE و عفو بين الملل AMNESTY INTERNATIONAL و اجراي كنسرت براي آزادي نلسون ماندلا رهبر آزاديخواهان آفريقا و جمع آوري بيش از نيم ميليون امضا از هواداران جهت حفاظت از نسل والهاي منطقه اقيانوس جنوبي و ارسال نامه به دولت استراليا و هزاران فعاليت بشردوستانه ديگر ماحصل عملكرد برايان ادامز در عرصه فعاليتهاي اجتماعي است اخيرا برايان فعاليتها خود را بر روي تاسيس يك مركز درمان سرطان سينه متمركز نموده است . اختصاص يك ترانه، كمك در راه تامين هزينه درمان اين بيماري با همكاري مجله SELF در آمريكا و برگزاري كنسرت و جمع اوري يك ميليون دلار جهت افتتاح بخش درمان سرطان در بيمارستان عمومي سنت كاترين از جمله فعاليتهاي انساني اوست . در همين سال كتاب MADE IN CANADA كه شامل عكسهاي سياه و سفيد هنرمندان زن كاناداست توسط ادامز تهيه گرديده و به چاپ رسيد اين كتاب شامل عكسهاي بي نظيري از سلين ديون ، الانيس موريست ، جاني ميچل و � است كه با فروش بسيا بالايي روبرو گرديد و در مدت كوتاهي به چاپهاي بعدي نيز رسيد. برايان تمام عوايد ناشي از فروش كتاب را به بنياد سرطان كانادا هديه كرد . جوايز متعدد GRAMMY ، جايزه AMERICAN MUSIC و جوايز بيشمار در زمينه ترانه سرايي و تنظيم آهنگ و كانديداتوري جايزه آكادمي اسكار از افتخارات برايان آدامز است . در سال 1999 كمپاني يونيورسال دوازدهمين آلبوم برايان را با عنوان THE BEST OF ME يا بهترينهاي من را به علاقه مندان موسيقي ارايه كرد كه آخرين شاهكار برايان در دهه نود به شمار مي ايد و دو ترانه THE BEST OF ME و DON�T GIVE UP صدرنشين جدول BILLBORD شدند !!سال 1999 ادامز به همراه كيت اسكات گيتاريست و ميكي كوري طبال قريب به 130 كنسرت را در اروپا ، آفريقا و آسياي ميانه اجرا كردند كه مورد استقبال چشمگير علاقه مندان و هواداران وي قرار گرفت و در ژانويه 2000 با همكاري تينا ترنر به اجراي كنسرتي بيادماندني در كانادا پرداخت . آخرين شاهكار وي ساخت موسيقي متن انيميشن باشكوه SPIRIT است كه اثري زيبا و بيادماندني است . آينده روشني در انتظار ادامز است چرا كه او همچنان در عرصه موسيقي پيشتاز است . وي در ماههاي اخير به اجراي كنسرت در آمريكا ، استراليا ، ژاپن و اروپا ادامه داده است . به نظر مي رسد برايان آدامز در آستانه چهل و شش سالگي همچنان چهره اي جوان ، پرتحرك و تسخيرناپذير از خود ارايه مي دهد و اين نشان ميدهد كه ما همچنان بايد منتظر آلبوم هاي خارق العاده و اعجاب انگيز وي باشيم تا بعد�
خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #2 : اکتبر 16, 2007, 09:04:11 pm »

 استاد ایرج بسطامی

در سال 1336 در جنوب غربی بم تولد یافت .

از 5 سالگی به خواندن آواز علاقه نشان داد و از ده سالگی تحت آموزش پدر قرار گرفت و با دستگاه های موسیقی آشنا شد . در خانواده ای که عمویش تار و ویلون و دو برادرش سنتور و دامادشان تنبک می نواخت . تا سال 57 نزد عموی خویش آموزش دید و پس از آن در آزمون باربد نفر دوم شد .

پس از آن هفته ای یک بار فاصله 2400 کیلومتر راه رفت و برگشت بین بم تا تهران را جهت آموزش نزد استاد شجریان می پیمود .

اولین کار وی با گروه عارف و با همکاری مشکاتیان – کامکارها – کیانی نژاد و کیوان ساکت شکل گرفت ، صدای او همگان را شگفت زده کرد و قبل از سفر به اروپا آلبوم مژده بهار را روانه بازار کرد .

بسطامی در تهران مورد بی مهری های زیادی واقع شد . حتی تلویزیون بعد از مرگش درباره ی او بسیار سخن گفت در زمان حیات وی صدایش را بدون ذکر نامش پخش می کرد . بغض ها ، کینه ها ، توطئه ها ، بد خواهی ها و نادیده انگاشتن ها او را از زندگی در فضایی که هیچوقت آن را دوست نداشت ، دور می ساخت . همیشه می گفت " دوست ندارم در این فضا تنفس کنم " و سر انجام به کویری که به آن عشق می ورزید برگشت .

در دی 82 روح کویری اش از فشار رنجهایی که در طی 46 سال زندگی اش تحمل کرد در زیر آوار زلزله بم آزاد شد و به آسایش ابدی رسید .
« آخرين ويرايش: دسامبر 06, 2007, 03:51:37 am توسط kave.optional » خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #3 : اکتبر 16, 2007, 09:05:47 pm »

استاد شجریان

محمدرضا شجریان روز اول مهرماه ۱۳۱۹ در شهر مشهد و در خانواده ای چشم به جهان گشود که هنر از هر سو در آن موروثی بود.

وی خواننده ، خوشنویس و استاد آواز است . او ابتدا در سال ۱۳۳۷ با نام مستعار سیاوش به خوانندگی در رادیو خراسان پرداخت . سپس به تهران رفت و در سال ۱۳۴۵ به برنامه گلها توسط روانشاد داوود پیرنیا دعوت شد . و به علت تسلط کامل به دستگاه های موسیقی ایرانی با اجرای اولین برنامه نام خود را جز بهترین ها ثبت نمود . در سال ۱۳۴۵ به شاگردی استاد احمد عبادی درآمد . در سال ۱۳۵۴ به تدریس هنرجویان در رشته آواز در دانشکده هنرهای زیبا پرداخت تا اینکه در سال ۱۳۵۸ که این رشته تعطیل شد در خانه به تحقیق و آموزش هنرجویان قدیمی اش پرداخت . او هنوز با همان کارآیی و توانایی گذشته به خوبی و زیبایی می خواند و از هنرمندان با فرهنگی است که موسیقی را گام به گام نزد اساتید بزرگ موسیقی آموخته است.

استاد شجریان پای بند هنر و فرهنگ و رفتار زندگی سالم هنری است و این امر بیش از هر چیز موجب محبوبیت و موفقیت او بوده است .

استاد شجریان علاوه بر موسیقی فعالیت هایی در زمینه خوشنویسی و بررسی وسیعی را برای بهتر کردن کیفیت صوتی سازهای ایرانی مخصوص سنتور و سه تار انجام داده و می دهد.
خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #4 : اکتبر 16, 2007, 09:06:49 pm »

استاد محمد نوری

متولد 1308-فارغ التحصیل از هنرستان تاتر؛ و زبان و ادبیات انگلیسی از دانشگاه تهران و مبانی تاتر از دانشکدهء علوم اجتماعی - آواز را نزد خانم باغچه بان و تئوری موسیقی را نزد سیروس شهردار و فریدون فرزانه_ اساتید هنرستان عالی موسیقی _فراگرفت و شیوهء آواز خودرا متاثر از بافت و غنای زخما های اساتیدی چونحسین اصلانی ، ناصر حسینی و محمد سریر می داند.
دههء بیست، دوران آغاز نوعی تفکر در شعر و موسیقی آوازی دز میان مردم ایران، به ویژه نسل جوان بود که بخشی را می توان متاثر از نشر و پخش وسیع تر موسیقی علمی و آثار فورکلور کشورهای مختلف جهان از طریق رادیو و صفحات گرامافون دانست."محمد نوری" در همین سالها _سنین نوجوانی_ با خواندن اشعار نوینی که بر روی نغمه های روز مغرب زمین و برخی قطعات کلاسیکِ آوازی سروده شده بود،کار خواندگی را آغاز کرد. او طی سالهای بعد با تکیه به تحصیلات هنرستانی و دانشگاهی خود توانست هویت مستقلی به این اندیشه و گرایش ببخشد و با اجرای آثار اساتیدی که قبلا ذکر آنها رفت، فضای متفکر انه ای به گونهءآوازی خویش بخشید. آوازهای این استاد طی پنج دهی در میان سه نسل، شان و اعتبار ویژه ای کسب نموده است.این هنرمند در حاشیهء سالهای پرتلاش، با اجرای بیش از سیصد قطعهء آوازی ، تقریر و ترجمهء مقالات و سرودن اشعاری از ترانه های ماندگار ، بیش از پیش خودرا در دل مردم این مرزو بوم جا کرد.او اخیرا چند اجرا به نفع بیماران خاص داشت.
صدای او برای نسل گذشته یاد آور لحظه های خوب و مهربانهیهای سرشار و برای نسل امروز، آفرینندهء شیرینترین خاطرات است.

دکتر محمد سریر از آههنگسازانی که همواره با استاد نوری همکاری دیرینه ای داشته است در مورد او چنین میگوید : این هنرمند ، در حاشیه سالهای پر تلاش با اجرای بیش از سیصد قطعه آوازی ، تقریر و ترجمه مقالات و سرودن اشعاری از ترانه های ماندگار ، فارغ از خودنمایی های متداول ، از جذبه های فریبنده مادی دوری جسته است. بدون تردید راز و رمز پنج دهه سرایش سرفرازانه در صحنه هنر این مرز و بوم جز این نبوده است.

استاد نوری تا کنون آلبومهای متعددی را به بازار عرضه کرده است که شکوفه خاطرات که باز خوانی آهنگ های معروفی چون جان مریم و جینگ ساز بود فروش فوق العاده ای داشت. اما دوستداران استاد اگر بخواهند که آلبوم بهتری را از او داشته باشند تو صیه میکنم که دو آلبوم که شرکت کلتکس رکوردز آنها را منتشر کرده است تهیه کنند که مجموعه ای از بهترین آهنگها و ترانه های قبل از انقلاب استاد میباشد. این دو آلبوم پاییز و دیگری جان مریم نام دارد که شامل ترانه های زیبایی چون نسترن ، پاییز و.... میباشد که بسیار زیبا و خاطره انگیز است.

از دیگر رازهای ماندگاری آثار استاد انتخاب اشعار است که به بهترین نحو انتخاب میکند. اشعاری از شاعران و ترانه سرایانی چون فروغ فرخزاد ، فریدون مشیری ، تورج نگهبان ، ایرج جنتی عطایی و...
خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #5 : اکتبر 16, 2007, 09:08:12 pm »

سیاوش قمیشی

سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در اهواز و بزرگ شده در تهران ) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده و خواننده ای ست که در بین عموم به عنوان خواننده و برای خواص به عنوان آهنگساز و خواننده اعتباری ویژه و متفاوت دارد. نخستین وجه و شاید مهم ترین وجه تفاوت آثار سیاوش قمیشی در ملودی هایش نهفته است. ملودی هایی بسیار متأثر از موسیقی کلاسیک (اصیل) ایران و در عین حال مبتنی بر آکورد های غیر معمول و کاملأ غیر ایرانی که ترکیبی عجیب و درخشان را از موسیقی ایرانی و غربی در قالب ترانه های پاپ (Popular) به وجود آورده است و همچون مهری برجسته, برداشت ناب سیاوش قمیشی را از هنر ایرانی با اشرافی جامع بر انواع موسیقی غیر ایرانی به نمایش می گذارد. در بیشتر آهنگهای ساخته سیاوش رگه هایی روشن و قوی از موسیقی ایرانی را می توان یافت که گرچه روایت جز به جز موسیقی ردیفی ایران نیستند اما به خوبی حس ایرانی بودن را حتی در ذهن شنونده ی غیر حرفه ای متبادر می کنند و این هنر اوست که با گریز آگاهانه از تکرار سنتی و نخ نما, ملودی های ظریف ایرانی را همچون تارهای طلا بر پیکره ی ترانه اش می بافد. با کمی دقت در آلبوم های سیاوش میتوان بسیاری از برداشت های آزاد وی را از موسیقی کلاسیک ایران به وضوح مشاهده کرد. در واقع سیاوش قمیشی و هم نسلان موفقش آموزش موسیقی را از کودکی به طور خودآگاه یا ناخودآگاه با موسیقی ناب ایرانی شروع کردند. شنیدن روزمره ی اجراهای بسیار موثق و اصیل از بزرگان موسیقی ایران در سالهای 1320و1330 از رادیو تهران تجربه ای تکرار نشدنی برای هم نسلان سیاوش به عنوان کودکان آن روزگار و بزرگان آینده موسیقی نوین ایران بود که به مرور پس از آشنایی با حوزه های دیگر, موسیقی عملی را از طریق مراجع و منابع کاملأ جدا آموزش دیده وتجربه می کردند.

سیاوش قمیشی خود سالهای 1970 را در انگلستان (مهد موسیقی راک) گذرانده و آموزش موسیقی دیده است. موسیقی گروههای بزرگ غربی و شرایط زمانی ? مکانی فعالیت آنها را از نزدیک درک و لمس کرده و آثارشان را عملا مشق و اجرا نموده است. این آمیختگی عملی با موسیقی روز دنیا در کنار ذهنیت و ناخودآگاه انباشته از ملودی های موسیقی ایران, زمانی که منشا خلق هنری قرار گرفتند ترکیبی نو و بدیع از ملودی و هارمونی را پدید آوردند که پیشتر همانندی نداشت. از این روست که موسیقی سیاوش قمیشی را یکی از بهترین نمونه های هنر هم نسلانش می دانیم. او با برداشت ویژه اش از انواع موسیقی و با توجه کامل به موزیک روز دنیا به ویژه در حیطه ی پروگرسیو تنظیم, صداسازی و میکس به مرز نوآوری و خلاقیتی کامل رسیده و در بیان خود قوام ودوام یافته است. همکاری با تنظیم کنندگانی آگاه و خوش ذوق (که بعضا با وجودی که ایرانی نیستند, توانسته اند با موسیقی ایرانی ارتباط برقرار کنند) و نکته سنجی شخص سیاوش در استفاده ی آگاهانه و هوشمند از صداسازی های الکترونیک و ساوند افکت های عجیب و بجا در تنظیم قطعاتش, به موسیقی او تنوعی خاص و رنگارنگی منحصر به فردی بخشیده است که موزیکالیته ی ترانه های او را به گونه ای بهتر و جذاب تر نمایان میکند. از لحاظ شعری, ترانه هایی که سیاوش برای کار انتخاب میکند چند ویژگی اساسی دارند که مهم ترین آنها سادگی و روانی کلام و دوری از پیچیدگی های معماگونه ی شعری است.

سیاوش از دیرباز علاقه ای به استفاده از کلام روشنفکر مأبانه و غیر مردمی نداشته است و با انتخابی آگاه, به دام ابتذال ناشی از ساده پسندی و بی هویتی هم نیفتاده است. فضای ترانه های او فضایی روشن و امیدبخش است, به دور از سایه های خاکستری و سیاه رایج در ترانه ی نوین ایران.

اعتراض موجود در ترانه های انتخابی او هم نوع با موسیقی ای, اعتراضی سیاه و خمود نیستو از تلخی و شیرینی توأم برخوردار است. جالب این که متقابلأ در کارنامه ی هنری سیاوش به هیچ رو با ترانه های بی معنی و سبک سرانه هم مواجه نمی شویم. شادترین ترانه های او, نه در کلام و نه در موسیقی به مرز انحطاط و ابتذال نزدیک نمی شوند و شعر و موسیقی ترانه های شاد او هم ا ز حدود تشخص, حجب و آبرومندی مأخوذ به حیا بیرون نمی روند. مضامین ترانه های سیاوش عموما مضامین و موضوعات عاطفی در حوزه زندگی فردی و اجتماعی اند و"عشق, زندگی و حرکت" در این میان نقش محوری و کلیدی دارند و داستان هر ترانه هم غالبأ با پایانی روشن و امید بخش همراه است. سیاوش در شناخت و کشف ملودی پنهان در شعر استعدادی خداداد دارد و با قوه ی درک ریتم بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب شعر و ملودی را برای کارش می یابد. به همین دلیل, در آلبوم هایش همه نوع ترانه با ریتم های گوناگون شنیده می شود, تنوعی که شنونده را دچار ملال ناشی از یکنواختی آلبوم نمی کند. او در اجرای ترانه هایش صاحب سبکی مشخص است. آشنایی عمیق با ملودی و تنظیم ترانه ای که آهنگ آنرا بر مبنای توان حنجره و نقاط ضعف و قوت صدای خود ساخته و ویژی های خاص صدایش اعم از تونالیته و موزیکالیته ی صدا, نتیجه ی خوانندگی اش را بسیار درخشان و پر ثمر کرده است. صدای زخمی و خش دار, آمیخته با تحریرها و غلت ظریف آواز ایرانی جملات آهنگین را با صمیمیت و احساسی ژرف و بی غش می خواند که گویی شعر و آهنگ تنیده بر هم, از جان خواننده بر می آیند و بر دل شنونده می نشینند. به جرأت میتوان گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی ترانه ی نوین ایران, در طی سی سال گذشته همانند سیاوش قمیشی حرکتی رو به جلو و کمال طلب با حفظ و افزایش روز افزون تعداد مخاطبان نداشته است. ترانه های سیاوش قمیشی (ترانه به معنای جمع آهنگ و شعر و صدا) مخاطب عام دارد و این عمومیت به ویژه در بین جوانان دیده می شود. شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای ست که هر چه بیشتر کار میکند مخاطبان و علاقه مندان جوان تری پیدا می کند و به زبان موسیقی به جوانان, زندگی, عشق و نشاط می بخشد, همچون دوستی همسن در خلوتشان میخواند و مانند پدری مهربان سنگ صبور درد های جوانی شان می شود. همه ما ? نسل بعد از انقلاب ? در داخل و خارج کشور با صدای سیاوش قمیشی زندگی کرده ایم , عاشق شده ایم, گریسته ایم, خندیده ایم و نفس کشیده ایم. با او بوده ایم و او با ما بوده است.

موسیقی و صدای سیاوش همچون زندگی اش ساده, روان و بی پیرایه است و به سادگی در ضمیر پاک جوانان می نشیند و شاید از این روست که جوانان بسیار دوستش می دارند چرا که جوانی مظهر سادگی و یکرنگی ست. سیاوش قمیشی مانند سرزمین زادگاهش انسانی آفتابی است, آفتاب وجودش بی غروب باد.

خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #6 : اکتبر 16, 2007, 09:09:39 pm »

فرهاد

غم را در صدایش می توان حس کرد.آهنگ های او آهنگ هایی است که هنوز بعد از گذشت سال ها تازه مانده و آدم از گوش دادن آن ها خسته نمی شود.به زندگی او نگاهی می اندازیم:
سخنان زیادی در مورد زندگی هنری و خصوصی فرهاد مهراد در میان است…
همه میگن صدای مخصوص خودش رو داشت. خیلی ها او را به خاطر نرفتن به خارج از کشور و ماندنش تحسین می کنند .. بعضی ها از مهربانیش می گویند و بعضی از انزوایش و سکوتش!! فرهاد انسانی تنها بود .!!

فرهاد بی آزار و منزوی بود. آدم بذله گو و شوخی نبود… همیشه گوشه گیر بود. می شد فهمید که نمی تواند خیلی چیزها را تحمل کند. اما در رفتار هایش نشان می داد. خوش بر خورد و خوش رو بود . البته گاهی اوقات هم بذله گویی می کرد. مثلا زمانی که به معرفی اعضای گروه می پرداخت؛ شوخ طبعی اش گل می کرد. هامو را هملت معرفی می کرد و وقتی که می خواست شماعی زاده را معرفی کند، می گفت: نایس جنتلمن!! شماعی زاده اوایل فکر می کرد فرهاد دارد به او فحش می دهد برای همین ناراحت می شد، حالا شاید اکنون که کمی به زبان خارجه تسلط یافته، می داند آن دو کلمه توهین نبوده است. خودش را که معرفی می کرد می گفت : این منم که پیانو می زنم. بعد که پیانو زدنش تمام می شد، می گفت این یک پیانیست معمولی بود. او مودب بود که هیچ کس را به نام کوچکش صدا نمی کرد.


فرهاد یک گام از اجتماع جلوتر بود. ناملایمات اجتماع را می دید و از دیدن آن رنج می برد. نادانی دیگران را می دید و غصه می خورد.و همین مسئله او را وادار به سکوت می کرد. شعور بالای فرهاد بود که او را به انزوا کشاند. فرهاد خواننده ای از تبار حقیقت بود. موسیقی از دید فرهاد عارفانه بود نه مطربی!!

فرهاد از جمله معدود هنرمندان موسیقی پاپ بود که پس از انقلاب اسلامی ایران، در سال 1357، کشور را ترک نکردند.
ترانه وحدت ساخته اسفندیار منفردزاده با شعر سیاوش کسرایی، از آثار این خواننده ایرانی است که در اوایل انقلاب به اجرا در آمد.
در چند سال اخیر نیز او در ایران چند برنامه هنری اجرا کرد و در آنها تعدادی از ترانه های گذشته اش را نیز به اجرا در آورد.
ترانه های فرهاد در دهه 50 شمسی با مضامین سیاسی و اجتماعی در میان جوانان کشور محبوبیت زیادی کسب کرد، از جمله ترانه های جمعه خونین، هفته خاکستری و کوچه ها (شبانه).
فرهاد که برخی منابع نام او را محمد صفار منتشری نوشته اند در سال 1321 در لنگرود به دنیا آمده بود.
او شیوه خاصی در خواندن بنا گذاشت که در سالهای دهه پنجاه نام او را بر سر زبانها انداخت.
معروف ترین ترانه او جمعه نام داشت که شعر آن را شهیار قنبری سروده بود و آهنگ آن کار اسفندیار منفرد زاده بود و اولین بار در فیلمی به نام خداحافظ رفیق خوانده شد. این ترانه مدتها نزد جوانان آن دوره یک ترانه سیاسی تلقی می شد و شیوه خواندن فرهاد هم به این تصور دامن می زد.
بیماری فرهاد نوع پیشرفته "هپاتیت سی" بود که به کبد او صدمه زده بود. دکتر زالی از پزشکان معالج وی در تهران پیشتر گفته بود که حتی با پیوند کبد شانس زنده ماندن او حداقل ?? درصد است.

نهمین فرزند مرحوم رضا مهراد ،کاردار وزارت امورخارجه دولت ایران در کشورهای عربی ،روز بیست و نهم دی ماه در لنگرود متولد شد.
اخلاق و رفتار آخرین فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود که همیشه از سوی اطرافیان به «تقلید از بزرگترها» می شد.
سه سال بیشتر نداشت که علاقه به موسیقی او را وادار میکرد تا پشت در اتاق برادرش بنشیند و تمرین ویلون او و دوستانش را گوش کند.

در همان دوران یکی از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسیقی میشود و از خانواده او میخواهد که سازی برای او تهیه کنند.
با اصرار برادر بزرگتر یک ویلون سل برای او تهیه میکنند و تمرینات فرهاد آغاز میشود.
عمر تمرینات ویلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شکست و به قول فرهاد:«ساز صد تکه و روح من هزار تکه شد.»و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرینات برادر بزرگتر تنها سرگرمی و ساز تبدیل به رویای فرهاد شد.

با ورود به مدرسه استعداد او در زمینه ادبیات آشکار و ادبیات تبدیل به دلمشغولی او میشود و در آستانه ورود به دبیرستان تمایل به تحصیل در رشته ادبیات پیدا میکند.
اما علیرغم نمرات ضعیفش در دروسی غیر از ادبیات و زبان انگلیسی ،مخالفت عموی بزرگش در غیاب پدر، او را مجبور به ادامه تحصیل در رشته طبیعی میکند .و عاقبت دلسپردگی به ادبیات و بی علاقگی به دروس مورد علاقه عمویش سبب میشود تا در کلاس یازدهم ترک تحصیل کند.

پس از ترک تحصیل با یک گروه نوازنده ارمنی آشنا میشود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازنده گیتار در همان گروه شروع به فعالیت میکند.

گروه راهی جنوب میشود تا در باشگاه شرکت نفت برنامه اجرا کنند و اولین شب اجرای برنامه رهبر گروه به بهانه بیماری و غیبت خواننده گروه از فرهاد میخواهد تا او جای خواننده را پر کند.


وسواس شدید فرهاد در ادای صحیح کلمات و آشنایی او با ادبیات ملل چنان در کار او موثر بود که وقتی ترانه ای به زبان ایتالیایی ،فرانسوی و یا انگلیسی اجرا میکرد کمتر کسی باور میکرد که زبان مادری این هنرمند فارسی باشد و همین خصوصیت باعث درخشش گروه و تمدید مدت برنامه گروه ارمنی شد.

مدتی بعد از گروه جدا میشود و فعالیت انفرادی خود را آغاز میکند.فرهاد برای اولین بار در سال 42 برای اجرای چند ترانه انگلیسی راهی برنامه تلویزیونی «واریته استودیو ب» میشود و مخاطبان بیشتری می یابد.

مدتی بعد فرهاد در یکی از کنسرتهای بزرگی که به مدیریت مجله «اطلاعات جوانان» در امجدیه برگزار شد هنرنمایی کرد.
در این برنامه فرهاد چند ترانه با گیتار اجرا میکند و بیش از پیش مورد توجه تماشاگران و همچنین شهبال شب پره ،مرد اول گروه Black Cats قرار میگرد.
چندی بعد فرهاد با شهبال شب پره سرپرست گروه بلک کتز آشنا می شود .همکاری فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده گیتار و پیانو با شهبال شب پره (پرکاشن) ،شهرام شب پره (گیتار)، هامو(گیتار) ، حسن شماعی زاده (ساکسیفون) و منوچهر اسلامی (ترومپت)در کلاب کوچینی از سال 45 آغاز میشود.

منوچهر اسلامی که از فرهاد به عنوان پایه اصلی Black Cats یاد میکند با اشاره به استعداد فرهاد می گوید:«فرهاد با اینکه نت نمیدانست و موسیقی را از راه گوش آموخته بود نیاز چندانی به تمرین نداشت.او با چند بار زمزمه کردن شعر ،ساز و صدایش را با بقیه گروه هماهنگ میکرد.در واقع او به احترام دیگر اعضا در جلسات تمرین حاضر می شد.»

در همین دوران یعنی در اوج فعالیت Black Cats ،دوستداران فرهاد ترانه «اگه یه جو شانس داشتیم» یعنی اولین اثر فرهاد به زبان فارسی را در فیلم «بانوی زیبای من» شنیدند.
او اندکی بعد برای پرستاری ازخواهرش راهی انگلستان میشود.در طول سفر که قرار بود 2 ماه به طول انجامد یکی از تهیه کنندگان سرشناس انگلیسی به سراغ او می آید و پیشنهاد انتشار آلبومی با صدای فرهاد را مطرح میکند. اما بیماری فرهاد و بروز مشکلات متعدد شخصی باعث میشود تا انتشار آلبوم در حد حرف باقی بماند و سفر 2 ماهه بیش از یکسال طول بکشد.

سال 48 فرهاد ترانه «مرد تنها» ،با شعر شهیار قنبری و موسیقی اسفندیار منفردزاده،را برای فیلم «رضا موتوری» میخواند.ترانه «مرد تنها» که پس از اکران فیلم در قالب صفحه گرامافون راهی بازار شده بود آنچنان طرفدار می یابد که فرهاد تبدیل به یک ستاره میشود.
چون همیشه معتقد بود باید شعری را بخواند که خود به آن اعتقاد دارد و در واقع آن شعر باید به شکلی زبان حال او باشد پس از «مرد تنها» تعداد محدودی ترانه یعنی ترانه های «جمعه»،«هفته خاکستری»،«آیینه ها»(51-1350)را خواند و با افزایش تنشهای سیاسی در ایران در دهه پنجاه ترانه های «شبانه1» ،«خسته»، «سقف»،«گنجشگک اشی مشی»،«آوار»،«شبانه2» با اشعاری از احمد شاملو و شهیار قنبری و صدای فرهاد منتشر و تبدیل به سرود اتحاد مردم شدند.

یک روز بعد از انقلاب در ایران یعنی در روز 23 بهمن 1357 مرحوم «سیاوش کسرایی» ترانه «وحدت» را به اسفندیار منفردزاده می سپارد و در همان روز صدای فرهاد در ستایش آزادی و آزادگی در تلویزیون ملی طنین انداز شد.

پس از انقلاب فرهاد،خواننده انقلابی ،از ادامه کار منع و تقاضاهای چندباره او برای انتشار مجدد آثارش با مخالفت روبرو شد. البته در همین سالها که حتی از انتشار مجدد ترانه «وحدت» به بهانه «تکراری بودن» جلوگیری می شد شخص با نفوذی بدون کسب مجوز از خواننده،آهنگساز یا شعرای این ترانه ها آلبومی با نام وحدت و با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را راهی بازار کرد.

بالاخره سال 1372 پس از 15 سال آلبوم جدید فرهاد، «خواب در بیداری»،مجوز انتشار دریافت کرد و تبدیل به پر فروش ترین شد.
پس از انتشار «خواب در بیداری» ،فرهاد که از انتشار آلبوم بعدی خود در ایران نا امید شده بود در سال 1376 آلبوم «برف» را در ایالات متحده آمریکا ضبط و منتشر کرد و این آلبوم یک سال بعد در ایران منتشر شد. پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهیه آلبومی با نام «آمین» که ترانه هایی از کشورها و زبانهای مختلف را در خود جای میداد ،برآمد.

از مهر ماه 1379 بیماری فرهاد جدی شد،اما فرهاد از حرکت بازنایستاد. آن روزها هیچ چیز جز مرگ نمی توانست او را از تهیه آلبوم «آمین» بازدارد ،که بازداشت…
فرهاد پس از 2 سال معالجه در ایران و فرانسه ،در سن 59 سالگی روز نهم شهریور 1381 در شهر پاریس بر اثر بیماری هپاتیت درگذشت.

پیکر فرهاد در آغوش خاک آرامگاه Thiais پاریس خفته است

فرهاد رفت و در آرامگاهی که واقعا آرامگاه است هنوز لبخندی دلنشین بر لب دارد. و در جایی است که دیگر نه از نامش بلکه از شماره سنگ قبرش شناخته می شود.
او همیشه با جمله به امید صلح و باران سخنش را تمام می کرد.
« آخرين ويرايش: اکتبر 16, 2007, 09:45:15 pm توسط kave.optional » خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #7 : اکتبر 16, 2007, 09:10:36 pm »

هایده

هایده خواننده ای است که صدایی مثل صدایش دیگر پیدا نمی شود.به بیوگرافی او نگاهی می اندازیم:

نام : معصومه دده بالا

نام هنری : هایده

تاریخ تولد : 1321

محل تولد : کرمانشاه

تاریخ وفات : 1368

محل وفات : آمریکا


هایده در سال 1321 هجری شمسی در یکی از روستاهای کرمانشاه بدنیا آمد.

وی کارش را در رادیو با برنامه گلهای رنگارنگ آغاز کرد و از همان اوایل نام خود را در شناسنامه موسیقی ایران به ثبت رسانید. هایده به گفته بسیاری دارای یکی از بهترین صداهای تاریخ موسیقی ایران بود.

زنده یاد هایده در 7 شهریور 1357 مانند بسیاری از هنرمندان دیگر وطن را به قصد لندن ترک کرد و پس از مدتی به آمریکا رفت و کار هنری خویش را در آنجا ادامه داد..............تا اینکه در سال 1368 با اینکه هنوز بیش از 47 بهار از عمرش نگذشته بود در آمریکا بر اثر سکته قلبی دیده از جهان فرو بست و دوستداران خویش را در غم و اندوه فرو برد.

پیکر هایده در مراسمی باشکوه و با حضور هنرمندان زیادی در آمریکا به خاک سپرده شد.
در ضمن هایده برادر زاده فرهاد مهراد می باشد.


مصاحبه با هایده

بانو هایده درمصاحبه ای که حدود سه چهار سال قبل از درگذشتش با او انجام شده بود تلخ ترین خاطره اش را چنین بیان میکند:



از زبان خود هایده:

تلخ ترین خاطره من اینه که آهنگی از جهانبخش پازوکی به من پیشنهاد شده بود بخونم که ترجیع بند آن اینه: من خودم رفتنی ام

من بشدت به پازوکی پافشاری میکردم که من این آهنگ رو نمیخونم

نمیدونم چرا دلشوره عجیبی داشتم چون میخواستم به مسافرت اروپا بیایم و فکر حادثه ای مرا تعقیب میکرد.فکر میکردم شاید بیماری ای تصادفی چیزی باعث شود که من برنگردم به ایران و هیچ وقت فکر نمیکردم همچین حادثه ای اتفاق بیافتد و من تا امروز یعنی 6 سال نتوانم وطنم را ببینم. به هر صورت با ناراحتی خیلی شدید رفتم روی صحنه و اونو اجرا کردم.

7 شهریور ایران را به قصد لندن ترک کردم و نمیتونم براتون توجیح کنم که حالت من در اون ساعت و اون لحظه چه بود. ولی امیدی است که مرا نگه میدارد که باز بتوانم ایرانم را ببینم وبه آغوش هموطنانم برگردم.

خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #8 : اکتبر 16, 2007, 09:11:34 pm »

فریدون فروغی

او کسی است که موسیقی جزیی از وجودش بود.صدایش را کمتر کسی می پسندد.تنها عاشقان هنر صدایش را می شناسند.با هم زندگی نامه اش را می خوانیم:
نام: فریدون فروغی
تولد: نهم بهمن 1329 _ تهران
تحصیلات: دیپلم
آهنگساز، خواننده، شاعر، نوازنده ( گیتار، پیانو، درام)
مرگ : سیزدهم مهر 1380

اواخر دهه چهل، فریدون به خواننده بلندآوازه کلوپ های شبانه تهران قدیم و ستاره سِنِ کافه های معروفی چون « مارکیز» و « کاکوله» بدل شد. در همین سالها به دعوت تورج شعبانخانی دو ترانه « آدمک» و « پروانه من » را با موسیقی شعبانخانی و اشعار لعبت والا، بر روی فیلم « آدمک » ( اثر خسرو هریتاش ) اجرا می کند. سال 1349 ، پس از اکران فیلم، صفحه های این دو ترانه به سرعت در بین علاقه مندان منتشر می شود و فریدون فروغی به شهرت می رسد. گرچه در آن زمان به او خرده می گرفتند که صدای فرها را تقلید می کند اما همین باعث شد تا دیگر زیر سایه نام خواننده محبوبش _ ری چارلز_ قرار نگیرد.


در عرض دو سال بعد، چندین ترانه را اجرا می کند که شاخص ترین آنها « نماز » {یا « نیاز» به روایت ساواک ! } است، با شعری از شهیار قنبری و موسیقی اسفندیار منفردزاده؛ ترانه ای که منجر به بازخواست هر سه نفر ، از طرف ساواک می گردد.



« فتنه چکمه پوش» ساخته « همایون بهادرن» دومین فیلم سینمایی بود که فروغی در سال 1351 بر تیتراژ آن ترانه ای را به همین نام اجرا کرد. سال بعد « تنگنا» ساخته « امیر نادری» با ملودی های شورانگیز و تکان دهنده منفردزاده، صدای فروغی را بر تیتراژ داشت و در همان سال بود که به کافه «کازابا» ی شیراز دعوت شد و بیش از یک سال در آنجا به اجرای برنامه پرداخت. یک سال بعد به درخواست« فرزان دلجو» ترانه ای را برای روی فیلم « یاران» ( با بازی و کارگردانی دلجو) اجرا می کند.


با از رونق افتادن گرامافون و ظهور ضبط صوت، در سال 1353 دوازده قطعه با صدای او به صورت آلبوم توسط « استریو ناز » منتشر می شود. در سال 1354 ترانه « همیشه غایب » را با شعری از شهیار، موسیقی « ویلیام خنو» و تنظیم « واروژان» بزرگ اجرا می کند(این ترانه، پیشتر با شعری از ویلیام خنو و با نام « ماهی خسته» اجرا شده بود).


بین سالهای 1350 تا 1358 تک ترانه های ماندگاری با صدای فریدون فروغی ضبط و منتشر شد.
بیست و هشتمین ترانه ای که با صدای او اوج گرفت، « یار دبستانی » بود که منصور تهرانی شعر و آهنگ این کار را نوشته و برای تیتراژ فیلمش به نام « از فریاد تا ترور » در اختیار فریدون گذاشت. در حالی که هنوز هیچ منع رسمی ای برای فعالیت فروغی اعلام نشده بود پس از آن که به تهرانی خبر می دهند باید این صدا را از تیتراژ فیلمش حذف کند و جمشید جم خواندن این ترانه را به عهده می گیرد، روی صدای فریدون نه تنها برای آن فیلم بلکه در تمام فروشگاهها و خانه ها مهر ممنوع زده می شود.پس از آن دوبار به زندان می افتد ( یک بار در « کچویی » کرج حبس بلند مدتی را تحمل می کند). تا این که سفرش به دوبی در سال 1365 فریدون را تا پای پیوستن به هنرمندان دور از وطن پیش برد اما پیشنهادهای تهیه کنندگان آن سوی آب او را به رفتن راضی نکرد.


بعدها اگر توصیه های دوستان دلسوز و تاٌکید مسؤولان ( که بیشتر قصد از سر باز کردن او را داشتند تا کمک برای کسب مجوز فعالیتش) نبود، شاید هرگز به خواندن در رستوران هتل « آنا» ی کیش که ظرفیت دویست نفر(!) را داشت و یا سالن سیصدنفره « حافظ » دانشکده کیش تن نمی داد ( تا تماشاگرانی که در پاییز سال1378 پای اولین اجرای زنده او در آن جزیره دور نشستند، شاهد اشکهای تلخ او پس از چندین سال خاموشی اش نباشند).


در فروردین سال 1379 به پیشنهاد « حمیدرضا آشتیانی پور » ( کارگردان ) و به امید اخذ مجوز، « می تراود مهتاب» را با شعری از نیما یوشیج برای فیلم « دختری به نام تندر» می خواند اماشرایط تغییری نمی کند. پیش از این هم « کیومرث پوراحمد » نمی تواند مجوز حضور او را بعنوان بازیگر برای پروژه فیلم « گل یخ » ( که داستان آن در باره زندگی یک خواننده محکوم به سکوت بود ) بگیرد.


تا اینکه در روز جمعه، سیزدهم مهر ماه 1380، روز سیاهی که پرده های اتاق کوچک فریدون هرگز طلوعنداد، صبح را به خلوت او راه روزی که مقرر شد دیگر هرگز گیتارش به نوازش انگشتان هیچ دستی به لرزه در نیاید، سرانجام زمانی رسید که دیگر قوزک پایش یارای رفتن که نه، تاب ماندن هم نداشت ...او را در روستای « قرقرک » اشتهارد کرج در کنار برکه ای کوچک، در سایه کوهی بزرگ و در آرامشی که سالها انتظارش را می کشید به خاک سپردند.
وصیتنامه فریدون فروغی
بگویید بر گورم بنویسند:
زندگی را دوست داشت
ولی آن را نشناخت
مهربان بود
ولی مهر نورزید
طبیعت را دوست داشت
ولی از آن لذت نبرد
در آبگیر قلبش جنب و جوشی بود
ولی کسی بدان راه نیافت
در زندگی احساس تنهایی می نمود
ولی هرگز دل به کسی نداد
و خلاصه بنویسید:
زنده بودن را برای زندگی دوست داشت
نه زندگی را برای زنده بودن...

خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #9 : اکتبر 16, 2007, 09:14:04 pm »

کوروش یغماپی

کوروش یغماپی یکی از بهترین خوانندگانی است که نظیر صدای او دیگر یدا نخواهد شد.با هم زندگی نامه او را می خوانیم:
کورش یغمایی موسیقی را در سن ده سالگی با نواختن سنتور که هدیه ای از سوی پدرش بود آغاز کرد. به گفته مادر کورش: او با این که این ساز را را از نزدیک ندیده بود سنتور را از جعبه بیرون آورد و شروع به نواختن یک آهنگ کرد. او در مدت پنج سال به مراحل درخشانی در زمینه نوازندگی سنتور و موسیقی سنتی ایران دست یافت. در سن پانزده سالگی گیتار را که همواره ساز مورد علاقه اش بود برگزید و پس از مدتی در گروه های موسیقی راک که خود تشکیل داده بود سرپرستی ارکستر و نوازندگی لید گیتار را به عهده داشت. چند سال بعد برخی از گروه های حرفه ای اروپایی که برای اجرای برنامه به ایران می آمدند هنگامی که با چیره دستی او در نواختن گیتار روبرو می شدند از او برای همکاری به سمت لید گیتار و مهاجرت به کشورشان برای ضبط صفحه در سطح جهانی دعوت میکردند.

در سال آخر دانشگاه (رشته جامعه شناسی) اولین کار حرفه ای خود را در زمینه آهنگ سازی - ارکستراسیون - نوازندگی و خوانندگی با ترانه گل یخ (شعر از مهدی اخوان لنگرودی دوست و همکلاسی اش) آغاز نمود. آثار کورش به ویژه گل یخ بر اساس دارا بودن استاندارد های جهانی به خارج از مرزهای ایران نفوذ کرد و با اجرا های جدیدی در کشورهای مختلف ارائه گردید.

از سال 1358 به مدت 17 سال پخش صدای کورش ممنوع شد. او در این مدت ابتدا در زمینه داستان های کودکان (کتاب و نوار) و ارائه آلبوم دیار (ارکستراسیون آواهای محلی ایران برای ارکستر بزرگ بدون آواز) و در ادامه با تدریس گیتار زندگی را میگذرانید. پس از هفده سال اولین آلبوم با آواز او با نام سیب نقره ای ارائه گردید. پس از چندی آلبوم های دیگری از وی با نام های ماه و پلنگ - گرگ های گرسنه (موسیقی فیلم) - کابوس - آرایش خورشید - تفنگ دسته نقره منتشر شد.
کورش یغمایی در فراگیری هیچ یک از زمینه های موسیقی استادی نداشته است.
او هم اکنون در حال اجرای آلبومی جدید به نام ملک جمشید است و این آلبوم تا چند وقت دیگر وارد بازار می شود.
در ضمن سایت کوروش یغماپی هم چند وقتی است که افتتاح شده.www.kourosh-yaghmaei.com

« آخرين ويرايش: اکتبر 16, 2007, 09:45:54 pm توسط kave.optional » خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #10 : اکتبر 16, 2007, 09:14:45 pm »

حسین خواجه امیری

حسین خواجه امیری ( ایرج )به سال 1313 در شهر کاشان متولد شد ، بیش از شش سال از سنش نمی گذشت که شروع به زمزمه اشعار روز و عامیانه مردم که رایج آن زمان بود می کند .
پدر بزرگ وی که از صدایی بسیار خوش برخوردار بوده ، یکی از خوانندگان به نام ناصرالدین شاه قاجار بود و هر وقت که شاه قاجار اراده می کرده باید وی برای او بخواند ولی به طوری که از شواهد و آثار بر می آید ، غیر از دربار ، او خیلی مواقع برای مردم عادی نیز می خواند و در محافل شرکت می کرده و می خوانده ، پدر حسین خواجه امیری که از صدایی خوب برخوردار و از پدرش به ارث برده بود حسین را تحت تعلیم خود قرار می دهد و بسیاری از شب ها که ستاره های منطقه کویری کاشان مانند خوشه هایی از زمرد در آسمان خودنمایی می کردند و محیطی شاعرانه به وجود می آوردند ، وی را به صحرای اطراف شهر می برد و او را تشویق به خواندن با صدایی هر چه بلند می کرد . مدت ها حسین تحت تعلیم پدر این کار را ادامه داد و پس از چندی به تهران می آید و به کلاس روان شاد استاد ابوالحسن خان راه یافت ، مدت شش ماه متوالی از محضر استاد صبا کسب فیض کرد ، سپس در سال 1327 توسط ابراهیم خان منصوری برای شرکت در برنامه های رادیویی به رادیو دعوت شد . حسین مدت ها با این ارکستر همکاری می کند و خودش ارتشی بود ، شب های جمعه به مدت نیم ساعت در برنامه ارتش شرکت می کند و پس از مدتی در ارکستر آقای عبدالله جهان پناه شرکت و با ارکستر او همکاری کرد .
در سال 1336 بنا به دعوت مرحوم داود پیرنیا به برنامه گلها راه می یابد و در اولین همکاری خود با گلها، آوازی در مایه " سه گاه " همراه با ویولون استاد علی تجویدی می خواند و چندی بعد یکی از آهنگ های آقای مهندس همایون خرم را با همکاری جلیل شهناز و جهانگیر ملک به نام گلهای 510 در مایه مخالف "سه گاه " اجرا می کند و از این به بعد همکاریش با این برنامه ادامه می یابد . ایرج ، علاوه بر خواندن ، به نواختن ضرب نیز علاقه وافر دارد وضرب به خوبی می نوازد . وی معتقد است که جامعه ایران ، آواز و آهنگ های اصیل ایرانی را می خواند و همین آثار و آهنگ ها است که نمودار فرهنگ صوتی و ملی کشور بوده و توسط گذشتگان ما به طور سینه به سینه حفظ و نسل به نسل به ما منتقل شده و این میراث گرانقدر برایمان مانده و باید در حفظ و اشاعه آن سعی و کوشش وافر داشته باشیم و به موسیقی ملی و سنتی سرزمین خود خیلی بیش از این ها ارج گذاریم .
حسین خواجه امیری چون افسر ارتش بود لذا مشکلاتی برای اجرای برنامه های هنری خود از جمله نام حقیقی خود پیش روی داشت ، بدین سبب نام مستعار ( ایرج ) را برای خود برگزید . ایرج که از صدایی خوش و رسا و مطلوب برخوردار است در زمان خود به آواز ایران خدمات شایان توجهی نمود به طوری که در دور افتاده ترین قراء مملکت هم علاقمندان فراوان پیدا کرد ، ولی افسوس که این هنرمند خوش صدا ، اشتباه بزرگی را در زندگی هنری خود مرتکب شد و آن این که یکی از کارگردانان ابن الوقت سینمای آن زمان که ضربات فراوان و سنگینی به صنعت فیلم سازی کشور زده بود ، وی را اغوا کرد و در بسیاری از فیلم های ساخته او ، آهنگ های " آن چنانی!" خواند که ای کاش نمی خواند و به شهرت و مقام والا و اصیل هنری خود خدشه وارد نمی کرد . به هر حال صاحب نظران در موسیقی ایران ، متفق القولند که وی یکی از بهترینهای آواز ایران بوده که هیچوقت خاطره او در آواز و موسیقی سنتی ایران فراموش نخواهد به قول معروف اگر در و گوهر در لجن زار هم بیفتد ، اصلیت خود را از دست نخواهد داد و حسین خواجه امیری ( ایرج ) هم حکم همین در و گوهر را دارد .
خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #11 : اکتبر 16, 2007, 09:16:59 pm »

همایون شجریان

همایون شجریان, فرزند چهره ی شاخص ایران,در 31 اردیبهشت 1354 در تهران در خانواده ای سرشار از موسیقی چشم به جهان گشود. از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا با تشخیص پدر نزد استاد بی همتای تنبک شادروان ناصر فرهنگفر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده سالگی در کنار خواهران خود نزد پدر اواز را شروع کرد و دورن بلوغ روزانه تکنیک آواز و صدا سازی را به صورت فشرده فرا گرفت.در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامه ی فراگیری هنر نزد اردشیر کامکار پرداخت .

از سال 1370 پدر و گروه اوا را در کنسرتهای امریکا ,اروپا وایران با تنبک همراهی کرد و از 1378 به بعد در صحنه ی کنسرت ها با پدر همخوانی را آغاز نمود. همایون در چندین دوره کنسرتهای خارج از کشور با بزرگان موسیقی ایران به صحنه رفته است. برنامه ی نسیم وصل به آهنگسازی محود جواد ضرابیان , اولین برنامه ای است که همایون به تنهایی خوانندگی آنرا به عهده دارد. با آرزوی موفقیت او در راه سخت و طولانی که در پیش روی دارد.


1354
   
تولد, سی و یکم اردیبهشت پنجاه و چهار

1364
   
آغاز فراگیری آواز به همراهی خواهران, نزد پدر

1370
   
آغاز همکاری با گروه آوا در کنسرت های خارج از کشور

1373
   
اجرا برنامه ی "قاصدک" در کنسرتهای دور اروپا با پدر و پرویز مشکاتیان.

1378
   
شروع همخوانی با پدر در کنسرت ها

1379
   
همراهی در اجرای برنامه ی"نوا"و "داد و بیداد" (زمستان) در کنسرتهای دور اروپا و امریکا و کانادا.

1381
   
همراهی در اجرای برنامه ی " راست پنجگاه "و" مرکب خوانی" در کنسرتهای دور اروپا و کانادا.

1382
   
انتشار اولین آلبوم مستقل با نام نسیم وصل

1383
   
انتشار آلبوم های مستقل ناشکیبا و شوق دوست

1384
   
انتشار آلبوم نقش خیال

آلبوم های همایون شجریان

1.      نسیم وصل

2.      نا شکیبا

3.      شوق دوست

4.      نقش خیال

نسیم وصل

آواز: همایون شجریان

آهنگساز: محمد جواد ضرابیان

همنواز آواز: شهرام میرجلالی

نوازندگان:

ارسلان کامکار/ ویولن

علی رحیمیان/ ویولن

هادی آزرم/ ویولن

رسول بهبهانی/ ویولن

سینا جهان‌آبادی / ویولن

کریم قربانی/ ویولنسل

علیرضا خورشید فر/ کنترباس

شاهین یوسف زمانی/کنترباس

ناصر رحیمی/ فلوت

سعید اتوت/ کلارینت

بیژن کامکار/ دف

شهریار فر یوسفی/تار/دو تار

سیامک نعمت ناصر/تار/سه تار

کامبیز گنجه‌ای / تنبک

سینا جهان‌آبادی / کمانچه

تهمورث پورناظری / دف

پریچهر خواجه/ قانون

همایون شجریان/ دهل

تاریخ انتشار اثر: ۳۱ / اردیبهشت / ۱۳۸2

روی الف
   ساز وآواز ، خانه سودا

روی ب
   عشق از کجا ، حاصل عمر ، دفتر دل ، سکوت ، نسیم وصل

نا شکیبا:

آواز: همایون شجریان

آهنگساز: اردشیر کامکار

نوازندگان:

ارسلان کامکار / عود

اردشیر کامکار / کمانچه، دف، دایره، چوب، طبل بزرگ

اردوان کامکار / سنتور

کامبیز گنجه‌ای / تنبک

سینا جهان‌آبادی / کمانچه

تهمورث پورناظری / تار

شروین مهاجر / کمانچه و کمانچه آلتو

شهرام غلامی / عود

ارژنگ سیفی‌زاده / تار

سهراب پورناظری / کمانچه

سعید نایب‌محمدی / عود

تاریخ انتشار اثر: ۳۱ / اردیبهشت / ۱۳۸۳

روی الف
   تصنیف چه دانستم ، نا شکیبا ، تصنیف می عشق

روی ب
   هامون ، زهر شیرین ، داغ دوستی، پنهان چو دل

شوق دوست

آواز: همایون شجریان

آهنگساز: محمد جواد ضرابیان

همنواز آواز:

شهرام میرجلالی/ تار

نوازندگان:

محمد جواد ضرابیان/ سنتور

شهرام میرجلالی/ تار

بهروز الوندی پور/ نی

کامبیز گنجه‌ای /دف و تنبک

سینا جهان‌آبادی / کمانچه

حمید خبازی/ تار و تار باس

عرفان گنجه ای/ تار

فرامرز گرمرودی / عود

همایون شجریان / کمانچه

نوازنده میهمان:

اردشیر کامکار / کمانچه

تاریخ انتشار: اسفند 83

روی الف
   تصنیف دلشده ، ساز و آواز سه گاه شوق دوست ، تصنیف بخت سرکش ، تکنوازی تار

روی ب
   چهارمضراب مخالف همراه با آواز شوق دوست ، آواز مغلوب و فرود شوق دوست ، تصنیف مخالف مست نگاه ، ساز و آواز مثنوی مخالف دریای دل ، تصنیف بت عاشقان

نقش خیال:

    آواز: همایون شجریان

آهنگساز: علی قمصری

نوازندگان:
   کلارینت و دودوک و دیجیریدو : مصباح قمصری

 کمانچه : نیما رحمتی

تنبور : نوید جابری

تنبک : حامد زندکریمخانی

دف و دهل : گلناز خاضعی

نی : عرفان شهرآبادی

طبلا : بهزاد احمدی

کاسوره : هیرش نقشبندی

 تار و به تار و عود و سه تار و گیتار : علی قمصری

ویلن : مازیار ظهیرالدینی ، علی جعفری

ویلن آلتو : پیام طونی

ویلنسل : امیر پورخلجی

  کنترباس : علیرضا خورشیدفر، امیر حسین طریقت

تاریخ انتشار: مهرماه ۱۳۸۴

روی الف
   مقدمه نوا ، ساز و آواز نقش خیال، تصنیف توبه شکن

روی ب
   تصنیف دوای دل ، همنوازی تار و تنبک ، تصنیف با سواران ، آواز گناه عشق

مصاحبه با همایون شجریان

همکارى با آقاى ضرابیان (آهنگساز نسیم وصل و شوق دوست) در بسترى عاطفى و ذوقى جریان دارد و مبتنى بر اشتراک سلیقه هاست یا اینکه صرفا فنى و هنرى است؟
صرف نظر از مسائل فنى و هنری، من و ایشان که به حق، آهنگسازى بسیار خوش قریحه و دوستى بزرگوار و بهره مند از عواطف و خصلت هاى برجسته انسانى هستند، بسیار صمیمى و در عین حال در کار خود جدى هستیم و این ارتباط در کارهاى مشترکمان هم کاملا تأثیرگذار بوده است.

سه اثرى که از شما تاکنون منتشر گردیده در سه دستگاه مختلف و متفاوت ارائه شده است، آیا اساسا در پى اجراى آواز در همه دستگاه ها و مایه ها هستید؟
انتخاب و ارائه و اجراى کار قطعا نمى تواند براساس گردش دوازده مقام باشد و آنگاه براى آلبوم سیزدهم مثلا بر گردد سرخط، مگر اینکه اتفاقى و تصادفى اینگونه شود ولى تاحد ممکن از اینکه چند آلبوم پیاپى در مقام واحد عرضه شود، حتما پرهیز دارم و سعى مى کنم حداقل در بین آنان، تنوع و تفاوت باشد البته از اینکه در یک دوره طولانى خلق آثار این امکان دست دهد تا در همه آوازها و دستگاه ها طبع آزمایى کنم، خوب استقبال مى نمایم.

در ناشکیبا قطعه اى ساخته بودى (ملهم از موسیقى خراسان) آیا حسى گذرا بود یا اینکه شروع یک روند و یک جریان؟
آن قطعه کاملا احساسى ساخته شد و در یک فضا و شرایطى که ویژه روزهایى بود که من در سال هاى آخر دهه دوم عمر به سر مى بردم و شاید چنانچه با مجموعه ناشکیبا متناسب نبود، هرگز به فکر اجرایش نمى افتادم و ...
حال اگر تجربه اى مجدد و شرایطى مشابه پیش آید، قاعدتا انجام مى پذیرد چون انگیزش ذوق و احساس است.

کارى با صدایت شنیدم که در آلبوم هایتان نیست، کارى با همراهى ارکستر بزرگ و گویا از ساخته هاى شاهین یوسف زمانی، در معرفى اش توضیح دهید.
کارى است با عنوان دشت که بر روى شعر زنده یاد فریدون مشیرى ساخته شده و مربوط به سال
۱۳۷۵ مى شود، یعنى زمانى که یک دوره همکارى ۶ ماهه با صدا و سیما داشتم. ملودى را من ساختم و شاهین یوسف زمانى آن را تنظیم کرد وسرانجام هم در تلویزیون ضبط و پخش شد. در آن دوره تصنیف دیگرى هم به نام دلستان بر روى شعر شیخ اجل سعدى شیرازى ساخته بودم که آقاى عمادرضا نکویى آن را تنظیم کرده و آقاى علیرضا افتخارى آن را خواند که اخیرا هم آن تصنیف در نوارى با عنوان قصه شمع از طریق شرکت سروش و البته بدون اطلاع و رضایت من و حتى با غلط چاپى که نام تصنیف دلستان را دستان چاپ کرده اند، منتشر شده است.

چندى قبل یک تیتراژ سریال تلویزیونى که خوانده بودید پخش مى شد، تا چه میزان به همکارى با صدا و سیما اعتبار قائلى و مرزبندى ها کجاست؟
تصنیفى بود از ساخته هاى مرحوم استاد مرتضى خانى که در سال هاى دور، خواننده بزرگ و بى بدیل یعنى قمرالملوک وزیرى آن را اجرا کرده بودند ولى چون امکان اینکه از صداى ایشان استفاده شود نبود، جناب آقاى اسماعیل عفیفه با من قراردادى را منعقد کردند و این را براى شخص ایشان (البته با حفظ حق و حقوق نشر براى تنظیم کننده و خواننده) و فقط براى استفاده در فیلم سینمایى یا سریال تلویزیونى در استودیویى خصوصى بازخوانى کردم. پس از آن پیشنهاداتى مبنى بر کارهاى مستقیم در صدا و سیما یا شرکت در برخى از برنامه ها داشتم که تمایلى براى همکارى در خود ندیدم.

کار جدیدى به نام سه نوایى تبلیغ مى شود که گویا در آن نقش داشته ای. دلیل اینکه توسط مؤسسه دل آواز منتشر نشده است چیست؟
سه نوایى اثریست در زمینه موسیقى سازى و تکنوازى (بدون کلام) که در آن کار،آقاى رودبارى و من با ساز تمبک آقاى شهرام میرجلالى را همراهى مى کنیم و امتیاز این کار مربوط به جناب میرجلالى مى شود که با پیشنهادم قرار شد ایشان براى اینکه کار هر چه بهتر منتشر و توزیع شود و در دسترس عموم علاقمندان قرار بگیرد، اثر را به یکى از شرکت هاى معتبرى که به بازار این نوع موسیقى تسلط و اشراف کاملى دارند و در حوزه پخش گسترده و تخصصى انجام مى دهند، واگذار کنند.

در مورد هنرهاى دیگر پرسشى دارم و آن اینکه به جز موسیقی، به کدام هنر علاقه مندی؟
نقاشی، سینما، تئاتر و به ویژه شعر که بیشترین دقایق و لحظات سرشار از حس و عاطفه را با آن دارم و دراین علاقه مندی، شعر کهن و شعر نو، هیچ یک به جهت قالب و شکل فرقى نمى کنند، فقط جوهره شعر و زیبایى هاى بیانى و احساسى و اندیشمندى آن است که به نظرم دلنشین و تأثیرگذار است، در ضمن ادبیات طنز هم برایم خیلى جذاب است.

سینما و تئاتر چی؟
سینما، تئاتر، تله تئاتر و کلا هنرهاى نمایشى به ویژه سینماى کمدى و همچنین فیلم هاى پلیسى و معمایى اگر سرشار از پیچیدگى و تعلیق باشد که معمولا رمز و راز داستان در انتهاى فیلم گشوده مى شود و هیجان سرتا سر فیلم و تا انتها برقرار است، مثل آثار هیچکاک یا فیلم هایى که براساس آثار آگاتا کریستى ساخته شده است.

از کارهاى در دست اقدام و فعالیت هاى آینده خود بگو.
کارهایى چند در دست بررسى است و کارى که مشخصا بتوانم از آن نام ببرم نوارى است که آقاى ضرابیان در دست تهیه دارند و ان شاءالله تا اواخر سال جارى یا اوایل سال آتى منتشر خواهد شد.

آیا قصد برگزارى کنسرت در ایران (با گروه خود) را دارید؟
بله، مایل هستم، اما هنوز قطعى نیست و منتظرم. به نوعى این کار هم در مرحله بررسى است چرا که برگزارى کنسرت به عواملى نیازمند است و چنانچه آنها مهیا شود بدان خواهم پرداخت. به هر حال هر چه باشد در همان اواخر امسال یا اوایل سال آینده است.

 
« آخرين ويرايش: اکتبر 16, 2007, 09:47:44 pm توسط kave.optional » خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #12 : اکتبر 16, 2007, 09:19:04 pm »

محسن نامجو

«محسن نامجو» متولد سال 1355 در تربت جام است.

محسن نامجو، 30 سال دارد و آموزش موسیقی را در نوجوانی از کلاسهای آواز و نت خوانی شروع کرده؛ دستگاهها و ردیف های موسیقی سنتی ایرانی را ابتدا با استاد شاکری و بعد پیش یکی از بهترین ردیف دانها نصرالله خان ناصح پور، یاد گرفته است. بعد از ورودش به دانشکده موسیقی هنرهای زیبا، با دنیای موسیقیایی جدیدی آشنا شد و کم کم موسیقی هایی که می شنید، استادانش شدند؛ و دیگر نه فقط مثل گذشته موسیقی سنتی، بلکه همه نوع سبک موسیقی را گوش میکرد. با این روحیه جدید، ماندن در دانشگاه که هنوز با موسیقی، متعصبانه برخورد می کند، برایش سخت شد و دانشگاه را ذهنا و عملا ترک کرد.

محسن نامجو سبکهای مختلف موسیقی را آنقدر خوب می شناسد که توانسته از آنها در خلق آثاری منحصر به فرد، استفاده کند. در آهنگهای او ریتم ها و سبکهای راک، سنتی، جاز، محلی، بلوز، خراباتی و...به گونه ای شنیده می شوند که گویی با نامجو هویتی تازه یافته اند.

از آنجایی که او یک موزیسین و شاعر است، تلفیق نه فقط در وجه موسیقیایی کارهای او بلکه در کلام هم دیده می شود، مثلا عبارات روزمره کوچه را با عبارات ادبی کتاب تلفیق کرده. خودش در این باره می گوید:

" تلفیق از نظر من اپیدمی زمانه است. تلفیق موسیقیایی دو شکل دارد، یکی تلفیق ابزار است، مثلا قرار دادن گیتار در برابر سه تار که چیز جدیدی نیست؛ و دیگری تلفیق گام که تا به حال کمتر در موسیقی ایران به آن پرداخته شده، مثلا کافیست که دو نت از دستگاه شور حذف شود تا به گام بلوز برسیم."

محسن نامجو

از دیگر خصوصیتهای موسیقی نامجو نگاه او به خوانندگی است. از حنجره او هر صدایی که از موجودات زنده در می آید را می توان شنید. که او در توضیح آن می گوید:

"حنجره یک ابزار صوتی است که هر صدایی می توان با آن ایجاد کرد با چنین نگاهی به حنجره، دیگر مقوله سبک موسیقی بی معنی می شود و رنگ می بازد یعنی ما دیگر چیزی به عنوان سبک آوازی نخواهیم داشت. من به عنوان یک خواننده، نمی توانم بگویم که خواننده سنتی، پاپ و یا خواننده راک هستم، فقط می توانم بگویم که می خوانم فقط همین؛ البته اگر بشود اسم اینها را خواندن گذاشت. بهتر است بگویم که من از خودم صدا در می آورم، حالا این صدا شامل همه چیز حتی صدای حیوانات می شود."

محسن نامجو

در موسیقی محسن نامجو از آهنگسازی گرفته تا سرودن شعرها و نواختن ساز،نوعی بازیگوشی یا به گفته خودش شیطنت یافت می شود. او در خلق آثارش شیطنت کردن با هر معیار و هر مصداقی را می پسندد.

آهنگهای محسن نامجو راه انتشار را طی می کنند و خود نامجو همچنان راه بیشتر آموختن را.

محسن نامجو
خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #13 : اکتبر 16, 2007, 09:20:22 pm »

گرین دی green day

بیلی جو آرمسترانگ

متولد 19 فوریه 1972

مایک دیرنت

متولد 4 می 1972

فرانک ادوین رایت 3  ( تری کول )

متولد 9 دسامبر 1972

گرین دی باندی کالیفرنیایی است که اعزای اون بیلی جو آرمسترانگ . مایک دیرنت و تری کول .یک باند پانک راک . بعد از تهیه ششمین آلبوم یک گیتاریست به باند اضافه شد .موفقیت آلبوم های گرین دی با باندهای دیگری مانند سام 41 و بلینک 182آمیخته شد . گرین دی حدود 50 میلیون در دنیا فروش کرد که  21  میلیون آن تنها در آمریکا به فروش رفت .

تاریخچه

آغاز 1987 1992

در سن 12 سالگی تری کول به یکی از اعزای باند The Lookoutsتبدیل شد .

آلبومشون با نام One Planet One People توجه زیادی به خودش جلب کرد و تری در همون سن برای بازیگری تلاش کرد .

سال 1987 بیلی جو آرمسترانگ و مایک دیرنت هر دو در سن 14 سالگی از اعزای Sweet Children

بودند . با گیتارو صدای آرمسترانگ و باس و همصدایی دیرنت و درام جان کیفمیر اولین اجراشون در

17 اکتبر 1988 در Rod’s Hickory Pit در والجو کالیفرنیا جایی که مادر آرمسترانگ در اونجا کار می کرد برگزار شد .

لارنس " لری " کسی که برای Lookouts گیتار می زد و اتیکت مستقل برکلی Lookouts! Records

  درست کرد. به باند پیشنهاد داد بعد از اجرایی که در یک دبیرستان داشتند یک برنامه ضبطی داشته باشند .

در اوایل سال 1989 اولین آلبوم ای پی خود رو با نام 1000 ساعت ضبط کردند . یک هفته قبل

از اینکه ای پی رو منتشر کنند تصمیم گرفتند که نامشون رو به گرین دی تغییر بدهند . یکسال بعد در آوریل 1990 گرین دی اولین آلبوم خودش رو با نام 39/smooth  منتشر کرد . و تابستون اون سال به اولین تور رسمی خودشون رفتند .قبل از رفتن 4 آهنگ ای پی دیگه با نام Slappy اجرا کردند. این 4 آهنگ مربوط بود به آهنگهای قدیمی خودشون در Sweet Children در سال 19911,039/Smoothed Out Slappy Hours

رو منتشر کردند که شامل تمامی آهنگهای :

39/Smooth

Slappy

و

1000 hours

رو دارا بود . بعد از این تور در انتهای سال 1990جان کیفمیر ( آل سوبرانته ) گروه رو موقتا ترک کرد تا به دانشگاه آرسیتا کالیفرنیا بره . در همین موقع بود که   Lookouts سابق در حال خاموش شدن بود . تری کول که حالا 17 سالش بود و در برکلی زندگی می کرد

می تونست موقتا جایگزین خوبی برای جان کیفمیردر باند گرین دی باشه و شد  .  در این موقع بود که باند رو می شد یک باندی ثابت و گرین دی رو پایا و ایستاده دید . در 1991 گرین دی تور ها و اجراهای موضعی داشت و تعداد طرفداران خود رو بیش از پیش می کرد . در ژانویه 1992 اونها آلبوم دوم خودشون

Kerplunk  رو نوشتند و اجرا کردند . که توسط Lookouts! Records منتشر شد .

نسخه سی دی اون همچنین 4 تراک از ای پی

Sweet Children ر
و به همراه داشت .

آنها در سال 1992 تورهای خودشون رو ادامه دادند و در سال 1993 تورهاشون رو به بریتانیا . آلمان . اسپانیا . ایتالیا . هلند . لهستان و چکسلواکی افزایش دادند .

مسیر اصلی موفقیت با دووکی 1993  تا 1995

در سال 1993 گرین دی بیش از 55 هزار کپی از آلبوم دوم خودش فروش کرد که برای سبک و زمان خودش خیلی موفقیت آمیز بوده . بعد از اون ضبط خود رو با دوستشون Lookouts! Record تموم کردن و به

Reprise Records پیوستند . طول سال رو برای ضبط اولین آلبوم با اتیکت جدیدشون سپری کردند و نام آلبوم رو Dookie گذاشتند .

در سال 1994گرین دی شروع به گذاشتن تور سرتاسر کشور کرد . تورها خیلی موفقیت آمیز بود .

در سال 1995 یک آهنگ با نام J.A.R برای فیلم Angus اجرا کردند و در پاییز 1995 آلبوم بعدی خودشون رو با نام Insomniac منتشر کردند . این آلبوم موفقیتش مانند دووکی نبود .

نمرود  1996 تا 1998

بعد از Insomniac گرین دی در سال 1996 به استودیو برگشت برای اجرای آلبوم جدید . نتیجه "نمرود" بود . این آلبوم در اکتبر 1997 منتشر شد با گل کردن آهنگ Good Riddance بعد از این در سال 1998 گروه خواستند تا استراحتی به خودشون بدهند و با خانوادشون باشند . بنابراین 2 سال کار تعطیل شد .

Warning 2000 تا 2002

وارنینگ در سال 2000 منتشر شد . وفتی تمام آلبوم های قبلی گرین دی نائب طلای سفید شده بود

وارنینگ شایسته طلا بود . گرین دی در سال 2002 با باند بلینک 182 توری گذاشتند که موجب احیا و زنده شدن طرفدارای گرین دی شد . گرین دی پس از تورPop Disaster تصمیم گرفتند تا مدتی استراحت کنند .

آمریکایی ابله 2004 تا 2005

باند به استدیو رفت تا یک آلبوم جدید بنویسه و اجرا کنه . قرار بود عنوانش " سیگارها و ولنتاینها "

باشه بعد از تکمیل بیست تراک نوارهای اصلی از استدیو دزدیده شد . باند متعجب و متحیر ناراحت شدند .

شانسی نبود تا آلبوم دزدیده شده رو دوباره بازسازی کنند .

اما با وعده و قولی جدید که پس از این دوباره یکی بهترش رو خواهند درست کرد ادامه دادند .

نتیجه این شد که در سال 2004 آمریکایی ابله در جدول جایگاه اول رو به خودش اختصاص داد .

یکی از آهنگها با نام Wake me up When September Ends خطاب به جورج بوش و تجاوز به عراقه .

آرمسترانگ همچنین یک آهنگ شخصی برای پدرش خونده . پدر آرمسترانگ وقتی اون 10 سالش

بوده فوت کرده . آمریکایی ابله جایزه گرممی 2005 رو برای بهترین آلبوم راک برد .

آهنگ آمریکایی ابله همچنین در بازی های

Madden NFL 2005

و

Tony Hawk’s American Westeland

استفاده شد که در این بازی جو آرمسترانگ یک کاراکتر قفل شده هست .

بعد از آمریکایی ابله گرین دی 2 کنسرت در انگلیس داشتند . این کنسرتها بر روی دی وی دی و سی دی

با نامBullet in A Bible در 15 نوامبر 2005 منتشر شد .

در 10 ژانویه 2006 باند گرین دی جایزه

People’s Choice Award رو برای گروه دوست داشتنی برد .
خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
kave.optional
فوق العاده فعال
*****

امتیاز: +19/-5
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 1511



ديدن مشخصات
« پاسخ #14 : اکتبر 16, 2007, 09:20:59 pm »

امین الله رشیدی

بیوگرافی و کارنامه امین الله رشیدی آهنگساز و خواننده رادیو ایران

امین الله رشیدی متولد شهرستان کاشان، نخستین خواننده ایرانی آشنا با خط بین المللی موسیقی (نوت)هنر آموخته در کلاسهای رایگان شبانه هنرستان موسیقی ایران ،ساختمان قبلی تالار رودکی در سالهای 1326 تا 1328 شمسی نزد استادان موسی خوان معروفی و دکتر مهدی فروغ و پیش از این تاریخ فراگیری مقدمات تار نوازی نزد آقایان حسن نقشپور و مسعود معارفی و نیز آموزش خط و نقاشی در مدت تحصیل در دبستان شاهپور و دبیرستان پهلوی کاشان از استاد علی اکبر صناعتی و بعد از تحصیلات ادامه آموزش نقاشی در کاشان نزد آقایان محمود دبیر الصنایع و نقشپور نام برده تا رسیدن به مرحله طراحی.

آهنگ سازی و خوانندگی رشیدی در رادیو تهران-ایران-از سال 1327 شمسی آغاز و تا پایان سال 1344 بطور مداوم و مستمر ادامه داشته و در ظرف این مدت بیش از 120 آهنگ ساخته و با همکاری نوازندگان هنرمند،آقایان حبیب الله بدیعی ،پرویز یاحقی،همایون خرم،عباس شاپوری،انوشیروان روحانی،رضا یاوری و جمعی از عزیزهنرمندان در رادیو اجرا نموده است.

او غیر از آهنگ هایی که خود ساخته است ،تعدادی آهنگ(ترانه)از دیگر اساتید موسیقی ایران همچون آقایان موسی معروفی ،حسین یا حقی،علی تجویدی،همایون خرم،شاپور نیاکان،عباس زندی و دیگران را نیز به طور زنده و مستقیم در رادیو خوانده است.

در حدود نیمی از آهنگ های یاد شده در سالهای قبل از 1334،یعنی پیش از رسیدن ظبط صوت به ایران در رادیو اجرا شده و بدین جهت اثری از آنها برجای نمانده است.اما بخشی از نیم دیگر آن آثار از سال 1378 تا این زمان در 5 کاست و cd بنامهای (عطرگیسو)و(من عشقم)و(افسونگر)و(دلم تنگ است،چاوشی)با ... از قطعه (چاووشی)سروده مهدی اخوان ثالث  و چشم شب محتوی 50 آهنگ –ترانه و آواز-در ایران منتشر شده است- و دو کاست بنامهای (شهر افسانه ها )و(زمستان) در سال آینده انتشار خواهد یافت.

اشعار ترانه های یاد شده را شاعران و ترانه سرایان مشهور ارجمند ایران ،آقایان ابوالقاسم حالت،رهی معیری،فریدون مشیری،مهرداد اوستا،تورج نگهبان،بیژن ترقی،دکتر مهدی حمیدی شیرازی،عبداله الفت،پرویز وکیلی و ... سروده اند.

رشیدی آهنگهای بسیاری نیز روی اشعار شاعران نو پرداز ،آقایان مهدی اخوان ثالث،نادر نادر پور،فریدون مشیری،نیما یوشیج،منچهر آتشی،نصرت رحمانی و دیگران ساخته که فقط یکی از آنها –زمستان-سروده مهدی اخوان ثالث برای اولین بار در سال 1348 بوسیله ارکستر یزرگ رادیو ایران بخوانندگی خانم پروین و تنظیم سیروس شهردار اجرا و پخش شده و امید است درآینده بقیه آن آهنگها بوسیله خود رشیدی یا دیگر خوانندگان اجرا گردد.

شغل اصلی رشیدی سردفتری اسناد رسمی بوده است.او دارای دو فرزند دختر و پسر بنامهای افسانه و صباح است که دارای ذوق موسیقی هستند.رشیدی در نویسندگی و شاعری نیز دستی دارد . اشعار بعضی از ترانه هایش را منجمله (دریا)خود ساخته است.سفرنامه ای از او بنام (از کاشان تا کاناری،جزائر قناری)محتوی گزارش سفرهای متعدد او به کشورهای اروپا تا جزائر قناری با چاشنی طنز و انتقاد و شعر و موسیقی در سال 1372 توسط انتشارات سنائی تهران و دومین کتابش بنام (خاطره ها و نغمه ها-عطر گیسو)محتوی بخشی از نیم قرن خاطرات رادیویی هنری و یادداشتهای ادبی،اجتماعی و سیاسی و مطالبی نو و ناگفته در ارتباط با هنر مندان موسیقی و نویسندگان و شاعران معروف ایران با چاپی نفیس در 650 صفحه و 260 تصویر از آنان بوسیله انتشارات عطایی تهران درمعرض نظر و مطالعه علاقمندان به هنر و ادبیات قرار گرفته است.

این کتاب با ادای احترام به فرهیختگان جهان موسیقی –بعنوان مقدمه- شروع و با اتو بیو گرافی نویسنده به شیوه ای خاص ،ابتکاری،طنز آمیز و محاکمه مانند ادامه یافت وبا گزارشات ویژه ای در دودهه 30 و 40 در رادیو ایران در مورد هنر مندان ،ظهور برنامه (گلها) و شان نزول آن ،انجاک سه کدتای هنری در رادیو ایران و همچنین گزارشی مفصل و پرهیجان در مورد مسابقه و جدال بین مدعیان شعر نو و کهن در نیم قرن اخیر ،کارنامه مطبوعات در سالهای 1340 تا 1350 .

یاد داشتهایی در باره دکتر محمد مصدق ،اسرار..محمد مسعود مدیر روزنامه مردامروز و مطالب متنوع دیگری در هر زمینه در این کتاب منتشر شده و سرانجام با نوت ها و اشعار 38 آهنگ –ترانه-در کاست های نامبرده پایان میگیرد.

با نظری گذرا بر مطالب خاطره ها و نغمه ها چنین بر می آید که این هنر مند کاشانی در اکثر هنرهای رایج زمان کم و بیش دستی داشته و نمونه هایی از آن هنرها در این کتاب منعکس شده است و میتوان گفت که چاپ کتابی با این فرم و محتوی ،آنهم از طرف یک هنرمند اهل موسیقی ،کم سابقه و این ،نمایانگر دلبستگی و علاقه شدید مولف بموسیقی و ادبیات ایران و سایر هنرهاست و از نظری دیگر ساده نویسی ،صداقت ،حقگوئی و بت شکنی نیز وجه مناسب (خاطره ها و نغمه ها)است.

 

کتاب نامبرده دو شاخه دیگر نیز دارد .اولی دلبستگی عمیق نویسنده به زادگاه خود ،شهر کاشان است که در سرتاسر کتاب بمناسبتهایی خاص از ضرب المثلها ،خاطرات مربوط به هنرمندان مشهور کاشانی الاصل نام میبرد و دومین ،ارادت مخصوصی است که مولف نسبت به نویسندگان و محققین ارجمند ایران ،امثال پروفسور فضل الله رضا ،دکتر شفیعی کدکنی،مهدی اخوان ثالث ،نجف دریابندری و بالاخص دکتر باستانی پاریزی دارد که در موارد بسیار در جهت تایید نظرات خود از نوشته های ایشان مدد میگیرد.

جلد دوم کتاب خاطره ها و نغمه ها در 700 صفحه تخت عنوان "تا مرزهای بی سرانجامی"در مرحله حروف چینی است و امید است که تا چند ماه دیگر چاپ و منتشر گردد.

تو پست های بعدی آهنگ افسانه رو برای دانلود می ذارم.
خارج شده است

FOX HUNT !! MY JAKLIN
صفحه: [1] 2
چاپ صفحه
پرش به :