فرشته ها صدایی شبیه لورینا داشتند
لورینا مکنیت
Loreena McKennitt
لورینا مکنیت همواره در میان خوانندگان دنیا از معروفیتی خاص برخوردار بوده و قطعا این اشتهار را مدیون صدای آرام و آسمانی خود است. او بیش از آنکه به شهرت و مسایل جنبی آن بیاندیشد به انسان و معنویت گمشده او فکر می کند . او موسیقی را به خدمت می گیرد تا آرامشی را که انسان عصر حاضر در درگیری با خود و جهان خود از دست داده است به او باز گرداند. موسیقی او که حالا به موسیقی Celetic نام یافته است فرا تر از هر گونه نام به عظمتی می اندشید که در فرهنگ دینی و در اساطیر ملل نهفته است. لورینا خود در این باره می گوید: من خودم را در میان انبوهی از صداها و ریتمها و داستانهای تاریخی غنی یافتم. افسانه ها و سنت هایی را یافتم که در دو سوی کره زمین بودند ولی به هم شباهت داشتند، مردمانی که با هم متفاوت بودند اما حاصل دستشان را با هم به اشتراک گذاشته بودند.در این یادواره از لورینا مکنیت می گوییم و با آثار او بیش از پیش آشنا می شویم.
بیوگرافی
لورینا مک نیت
Loreena McKennitt
این مقاله از زبان "لورینا " نوشته شده که خود را در آن معرفی می کند و شامل نظرات شخصی ایشان است.
لورینا خیلی ها دوست دارند بدانند که زندگی شخصی یک هنرمند چگونه میگذرد. شاید نتوانم آن را به خوبی به تصویر بکشم ولی سعی ام را خواهم کرد. من در منطقه روستایی Manitoba در کانادا بزرگ شدم. مادرم یک پرستار و پردم یک فروشنده دام بود. زندگی خوب و راحتی را در مزرعه داشتم. در کودکی می خواستم دامپزشک بشوم ولی از آنجایی که "نقشه های از پیش طراحی شده، معمولا عملی نمیشوند"، ناگهان فهمیدم موسیقی من را پیدا کرده است قبل از آنکه من او را پیدا کنم. حتی بعد از سالها آهنگسازی، شخصیت برون گرایی خودم را برای خلق آثار موسیقی آنقدر قوی نمی بینم، در حالی که وقتی در مزرعه در کنار دوستان صمیمی ام می نشینم، به چنان آرامشی دست می یابم که این برون گرایی در من چندین برابر تقویت میشود.
من با موسیقیی که اکنون نام Celtic را بر آن می گذارند، در سال 1970 آشنا شدم. این درست زمانی بود که تحقیقاتی را درباره تاریخ آن آغاز کرده بودم. در نمایشگاهی از صنایع دستی Celtic در سال 1991که در ونیز برگزار شد، درباره پراکندگی جغرافییای و تاریخی کلتها چیزهایی آموختم. من خودم را در میان انبوهی از صداها و ریتمها و داستانهای تاریخی غنی یافتم. افسانه ها و سنت هایی را یافتم که در دو سوی کره زمین بودند ولی به هم شباهت داشتند، مردمانی که با هم متفاوت بودند اما حاصل دستشان را با هم به اشتراک گذاشته بودند. نقطه شروع من بر این باور است که بهرحال ما تاریخ همدیگر را می سازیم. جستجو برای شناخت همسایگانمان، انگیزه ایست برای شناخت خودمان. من صرفا فرهنگ و تمدن کلتیک را برای دستیابی به این هدف انتخاب کردم، در حالی که هر چیز دیگری را نیز می توانستم انگیزه این هدف قرار دهم و به همان اندازه که کلتیک را انتخاب کردم از آن لذت ببرم. ولی در این راه با مردمان زیادی در سرتاسر جهان ملاقات کردم که شاید اشتراکات کلتیک چندانی هم با یکدیگر نداشتند.
از نظر من موسیقی فقط یک رسانه جالب برای ارتقای روح انسانی یا بیان خلاقیت های یک آهنگساز نیست، بلکه من در حیرت تاثیرات موسیقی در القاء روحیات مختلف و حالات روانشناختی بر روی شنونده هستم، حتی ارتباطاتی که موسیقی با وضعیت فیزیلوژیکی انسانها و حیوانات دارد. مثلا چوپانی که "نی" می نوازند تا به گاوهایش القاء کند که شیر بیشتری بدهند و یا فیلمی که اخیرا در مغولستان ساخته شد به نام "قصه شتر گریان"، که در آن مادر یک بچه شتر او را رها میکند تا به شنیدن آواهای یک مراسم آئینی برود. من به روابط بین فیزیولوژی و روحیات انسانی، و هر آنچه و هر تجربه ای که باعث الهامات روحانی شود، بسیار علاقه مندم. قطعا این علاقه در ساخت برخی از آثارم بی تاثیر نبوده است.
خارج از موسیقی، من نسبت به هر چیزی که در اطرافم میگذرد، کنجکاوی نشان میدهم! از زندگی دوران کودکی گرفته تا اتفاقات روزمره، کشاورزی، غذا و تغذیه، حیوانات، سیاست، مذاهب، و هر آنچه که در این جهان می گذرد. من برای خودم معیارهایی را مبتنی بر ارزشها و اصول بنا نهاده ام و هر گاه بخواهم تصمیم مهمی بگیرم به آنها مراجعه می کنم و با قاطعیت تصمیم خودم را میگیرم. اینها عقایدی است که در جهت تحقق آنها تلاش میکنم. خوشحال میشوم که آنها را با شما به اشتراک گذارم :
*
دلسوز باشید و هیچگاه چگونه محبت کردن را فراموش نکنید.
*
هنگام فکر کردن، همه جوانب را در نظر بگیرید.
*
به ارزش های ناب همچون درستکاری، راستگویی، احترام و شجاعت، بهای بیشتری بدهید.
*
انتظار خوش شانسی آوردن در جامعه را نداشته باشید.
*
از تنوع و گوناگونی حفاظت کنید و آن را ترویج دهید.
*
به هدایایی که طبیعت به شما میدهد، توجه بیشتری داشته باشید.
*
هدف های خود را بالا انتخاب کنید و در کاری که میکنید احساس غرور داشته باشید.
*
جسم خود را کوچک نشمارید و از آن مراقبت کنید. عقل سالم در بدن سالم.
*
از مشورت کسانی که قبلا همان کاری را که شما می خواهید انجام بدهید را انجام داده اند، استفاده ببرید.
*
در پیشبرد دموکراسی سهیم باشید. اگر فقط به عنوان یک ناظر به آن بنگرید، هیچگاه پیشرفت نخواهد کرد.
*
متعهد شوید تلاشی را که شروع کردید، همواره ادامه بدهید.
*
اعتدال، فضا و خلوت خود را جستجو کنید.
*
از آنکه با مسئله ای، برخوردی احساسی داشته باشید، هراسی نداشته باشید.
*
یاد بگیرید که مدافع و نماینده "خوبی" باشید.
*
از حد و حدود خود آگاه باشید.
*
حس کنجکاوی خود را پرورش دهید و با آن مخالفت نکنید، که موجب ادامه حیات شما خواهد شد.
*
کنترل زندگی خود را بدست بگیرید و به حالی نیفتید که آن را از دیگران مطالبه بکنید.
*
فرض کنید که هیچ چیز نیست و چیزی را به عنوان "بخشش" قبول نکنید.
*
چیزها آنقدر که ضرروری بنظر می آیند، نیستند.
متن همه ی ترانه ها یش:
http://sarapoem.persiangig.com/link7/loreena10.htm57 ترانه از لورینا مک نیت
http://sarapoem.persiangig.com/link7/loreena6.htm9 آلبوم از لورینا مکنیت
http://sarapoem.persiangig.com/link7/loreena4.htm